بهش گفته بودم امروز تولد بابامه و میخوام سورپرایزش کنم و تدارک دیدم شب گفت عالیه باشه هر چی میخوای بگو بخرم. امروز صبح موقع رفتن با خنده گفت پول ندارم. نگفت بخاطر تولد ها. فقط گفت پول ندارم. بعد من الان اس دادم پشیمون شدم عشقم نمیخوام تولد بگیرم تو فعلا دستت تنگه. زنگ زد گفت اگه نتونم مخارج یه تولد رو بدم که مرد نیستم. حتما تدارک ببین و منم بقیه چیزارو میخرم. هر چقد پول نداشته باشم که برا یه تولد که پول دارم. هی پشت سر هم گفت ازم ناراحت شدی اونجوری گفتم پول ندارم؟ چند بار گفت بعد گفتم نه خوشحال شد.