یاد دوست بنده خدامون افتادم...باردار بود،جز مادرش یکی در این خونه رو نزد بگه تو بارداری...ویار چیزی داری یا نه؟
جاریش همین تهران بود...سراغشم نمیگرفت
مادرشوهرش یکی دوبار نوبت دکتر داشت اومد خونه ش،دست خالی اومد...
فقط مادرش
بعد این دوستم خیلی مهربونه..حواسش به همه هست