سلام منو که میشناسید اگه نمیشناسین لطفا برین تاپیکای قبلی رو بخونین تمنا میکنم ازتون اگه راهکاری دارید که از دستش ندم خواهش میکنم بدید از دیروز تا الان دلم همش داره حرف میزنه روانی شدم
خوب قضیه از این قراره که من از وقتی که از اونجا اومدم فقط تو ماشین با گریه بهش زنگ زدم و گفتم که بیرونم کرد و اینا عصبانی شد و یذره بهم حرف زد و قطع کرد
حالمو دید که چقد بده چقدر پشت تلفن صدام میلرزید ولی
دیشب نه زنگ زد نه پیام داد
دلم میخواد سرمو بذارم رو پاش و بعد از ۲۷ سال دوباره خون گریه کنم
بنظرتون بهش پیام بدم برای صبحانه بیاد خونه من؟؟؟
از طرفی با توجه به رفتارش فکر میکنم داره کنارم میذاره یعنی مامانش کارشو کرد؟؟؟؟؟
خواهش میکنم جواب بدین من الان اصلا تو وضعیتی نیستم که عقلانی تصمیم بگیرم