2777
2789
عنوان

یچیزی بگم بخندید به بچگیم

| مشاهده متن کامل بحث + 1966 بازدید | 102 پست

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

ی بار که همو دیدیم برام نامه‌ هایی که سرکلاس با اسم من مینویسه برام آورده بود زبان انگلیسیش خیلی قوی ...

حتی اینم خیانت کرد بعد من از اون اسکل ضایع که دیر سین میزنه چه انتظاری دارم🤧

گویا واقعا سختی ها فانی اند و سرسختان باقی‌‌💫🧚‍♂️

اون میگفت مسخره اش کردم منم چون دوسش داشتم باور کردم اون شب کع بهم خیانت کرد 70 بار بهم زنگ زد و جوابش رو نمیدادم هروقت قهر میکردم الکی میگفت خودم رو میکشم که من نرم چون نمیتونست بی من خیلیییییی عاشق هم بودیم واقعا شایدم من بودم و اون همش الکی بود نمیدونم شایدم اون سر بچگیش منو میخواست اون زمان اما من خیلی از سنم جلو تر بودم و واقعا دوستش داشتم خیلییییییی برام کادو می‌خرید و من با بو کردن کادوی اون شبا میخوابیدم چون بابام گوشی لمثی ام رو ازم گرفتع بود و فقط با ی نوکیای ساده زنگ بهش میزدم 

چقدر باید بگذره ؟تا بگذره؟

بعد دوازده سال خاطرات برام زنده شد 😑 خداروشکر اون دوران تموم شد 

  # یک _ مینیمالیست _ با چادر گُل گُلی 🌱                       الــهی بـرقصـانـد خـدا بـه ســاز تـو جـهانـت را         

حالا یه خانومی که از ماررشوهرش زشت تره لایک کنه

🤣🤣🤣🤣🤣

فقط به امید این زنده ام که روزی درمان سی پی بیاد❤️ که منم نشستن و راه رفتنه پسره کوچولوم فرشته ی بی بالم و ببینم❤️ پسرم با تو، تو این جاده ها بدون امیدم میتونم زندگی کنم🫂

یادمه ی کانال بود داستان اشناییشون رو می‌نوشتن من و اون عم نوشتیم فرستادیم ی بار از زبون من ی بار از زبون اون میخوام بگممم انقدر واقعی بود که خودم هیچوقت  فکر نمیکردم بعد ها همچین اتفاق هایی بیفته من برای اینکه باهاش تلفنی حرف بزنم تو سرما میرفتم تو دستشویی 3 ساعت 4 ساعت باهاش حرف میزدم یا خونه مامان جونم قدیمی و بزرگ بود من حاظر بودم بمیرم تنها نرم تو حیاط قدیمی ولی بخاطر اینکه با این آقا حرف بزنم میرفتم اونجا دور میرفتم خلاصه اون حاظر بود بخاطر دیدنم سرکار نره و مرخصی بگیره بار ها بهش گفتم اگه دوسم داری نباید فلان کلاس رو امروز بری باید کنسلش کنی و نمی‌رفت میگفتم باید همع پست های اینستات و حذف کنی حذف می‌کرد کد تلگرام اینستا همع چیشو بهم داد منم میدادم البتع 

چقدر باید بگذره ؟تا بگذره؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز