ی چی تعریف میکنم اما قول بده انجامش ندی فردا دعواتون بشه من مدیون بشم.
من تازه ازدواج کرده بودم شوهرم توپاساژ منو ول میکرد ب بهانه ی دیدن قفسه ها میفتاد دنبال زنای ک ون گنده و یلنگه بازو این حرفا منم هرچی تذکرمیدادم میگفت دارم جنسارو میبینم.
ی بار حرصم دراومد اونموقع مانتو شلوار بیشترمدبود تاالان قشنگ وسط فروشگاه شالمو بازکردم گذاشتم توکیفم مانتومم دراوردم باتیشرت شلوار افتادم جلو هی گفت چته لباستوبپوش و این حرفا گفتم خب تواینجوری دوستداری ک داری زن مردمو نگاه میکنی دیگه بزار مردمم منونگاه کنن دیگه این شد اون شد هرجامیرفتیم دست ب دست کنار من تکون نمبخورد.