2777
2789
عنوان

اگر خانواده ای داشته باشی که

252 بازدید | 18 پست

هیچ علاقه ای بهشون نداری ، یه عمر به تو و سلایق و عقاید و افکارت خندیدن یا نفرت نشون دادن ولی شرایط زندگی متوسط رو برات فراهم کرده باشن از لباس و غذا و دکتر و درس خوندن برات کم نذاشته باشن در حد توانشون و حتی خودشون غذای خوب رو نخوردن و داده باشن به تو ، به نظرتوتن درسته که وقتی مستقل شدی ولشون کنی و برای همیشه ترکشون کنی ؟ 

چون هر روز که بیشتر یاهاشون باشی بیشتر از خودت و آرزوهات و رویاهات دور میشی 

انگار یه زندانی مرفه باشی شکنجه جسمی نمیشی غذای خوب و لباس خوب و از همه لحاظ بهت میرسن اما از لحاظ روحی مدام ناراحت و عصبی هستی به خاطر تحمیل و اجبار و تظاهر و نقش بازی کردن و اینکه نمیتونی خود واقعیت باشی 

کار درست چیه ؟

برای همیشه رو نمی‌دونم ولی کم میرم دیدن شون سعی میکنم دور بشم


حتی اگه کم هم برم دیدنشون دعوا و اختلاف و توهین و تحقیر پیش میاد چون هیچ وقت تغییرات منو قبول نمیکنن و نمیخوان ببینن من به میل خودم و سلیقه خودم زندگی کنم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

حتی اگه کم هم برم دیدنشون دعوا و اختلاف و توهین و تحقیر پیش میاد چون هیچ وقت تغییرات منو قبول نمیکنن ...

خیلی تصمیم سختیه می‌دونی .فکر نمیکنم فقط بخاطر تفاوت عقیده باشه بعضی پدر مادرا کلا فاز مخالفت دارن.من با اینکه تا حدودی شبیه شون هستم هم اذیتم.واقعا دلم میخواست خونه جدا داشتم. فقط عذاب وجدان میگیرم اگه یهو برم و دستشون تو پیری نگیرم 🙂

خیلی تصمیم سختیه می‌دونی .فکر نمیکنم فقط بخاطر تفاوت عقیده باشه بعضی پدر مادرا کلا فاز مخالفت دارن.م ...

منم فقط به خاطر همین عذاب وجدان میگیرم اما از یه طرفی میگم وقتی اونا جوونی و رویاهامو نابود کردن عذاب وجدان و ناراحتی نداشتن

منم فقط به خاطر همین عذاب وجدان میگیرم اما از یه طرفی میگم وقتی اونا جوونی و رویاهامو نابود کردن عذا ...

تک فرزند هستی؟ شاید بقیه خواهر برادرا هواشون داشته باشن

این می‌تونه خیالت راحت بکنه که راحت تر بری 

منم تا حدودی شبیه توام 

الان متاهلم البته 

منم توی یه خیلی پایین شوهر دادن با وجود مخالفت من 

کلی اذیت و ازار ، اعتماد بنفسم رو نابود کرده بودن‌ 

اما بقول تو از خودشون میگذشتن‌ تا منم از لحاظ مالی ( اونم نه خیلی زیاد ، فقط در حد تامین مخارج تحصیلی ) تامین کنن‌ 


با این وجود من شب و روز از ترس از دست دادنشون‌ گریه میکنم و زندگی برا خودم نداشتم 

دیگه دارم دیوونه میشم 

کاشکی منم میتونستم مثل تو فکر کنم 

تک فرزند هستی؟ شاید بقیه خواهر برادرا هواشون داشته باشناین می‌تونه خیالت راحت بکنه که راحت تر بری

تک فرزند نیستم ولی خواهر برادرامو میشناسم عمرا دوران پیری به پدر مادرم سربزنن فقط پولشونو میخوان ولی من حاضرم هیچ ارث و مالی بهم نرسه فقط زندگی مستقل و آزاد داشته باشم

من اگه مستقل بشمنگاه به پشتمم نمی کنم چه برسه بخوام ببینمشون

من هم دوست دارم همین کارو کنم و حتی به پشت سرم نگاه نکنم اما نمیدونم کار درستیه یا نه چون خیلی از خودگذشتگی به خاطر من کردن و دیدم خیلی وقتا خودشون غذای خوب نخوردن اما به من بهترین غذا رو دادن 

من هم دوست دارم همین کارو کنم و حتی به پشت سرم نگاه نکنم اما نمیدونم کار درستیه یا نه چون خیلی از خو ...

بستگی به رفتاریه که باهات داشتن

ته تابستون که میرسه حتی دل دریامیگیره

منم تا حدودی شبیه توام الان متاهلم البته منم توی یه خیلی پایین شوهر دادن با وجود مخالفت من کلی اذیت ...

اصلا از دستشون ناراحت نیستی ؟ کاش من میتونستم مثل تو باشم و راحت ببخشم و فراموش کنم ولی خانواده ی من مسیر زندگی منو عوض کردن اعتماد به نفسمو نابود کردن و وقتی به اون کسی که میتونستم باشم ولی نشدم فکر میکنم هیچ وقت نمیتونم خانوادمو ببخشم

بستگی به رفتاریه که باهات داشتن

رفتارشون از لحاظ جسمی هیچ بدی نکردن حتی  کتک هم نزدن اما از لحاظ روحی کاملا نابودم کردن و موندم الان من بهشون مدیون هستم یا نه ؟ چون هم خوبی کردن هم بدی اما تاثیر بدی هاشون خیلی زیادتر از خوبی هاشون بود به نظرم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز