منم تا حدودی شبیه توام
الان متاهلم البته
منم توی یه خیلی پایین شوهر دادن با وجود مخالفت من
کلی اذیت و ازار ، اعتماد بنفسم رو نابود کرده بودن
اما بقول تو از خودشون میگذشتن تا منم از لحاظ مالی ( اونم نه خیلی زیاد ، فقط در حد تامین مخارج تحصیلی ) تامین کنن
با این وجود من شب و روز از ترس از دست دادنشون گریه میکنم و زندگی برا خودم نداشتم
دیگه دارم دیوونه میشم
کاشکی منم میتونستم مثل تو فکر کنم