منظورم اینه شخصی تو خانواده خودتون با اعصاب روانتون بازی کنه . . منظورم اینجا با شخص خواهره
خوش به حال اونایی که خواهر انسانی دارم ازش راضی ان خدا واسشون نگه داره ولی من باید حسرت داشتن اینجور خواهرا رو داشته باشم .
اونایی که مثل منن لطفاً راهنمایی کنید چ شکلی با این موضوع رفتار کنم . من 24 سالمه دانشجوام خواهرم 32 .
من مجردم اون متاهل و یه بچه داره
من اگه دلم پر باشه بخوام از حرف هم بترکم نمیتونم برای خواهرم حرف بزنم . اون خوب هست ولی اخلاق بد خواهر من اینه خبر چینه .همین اخلاقش منو از خودش دل ازرده کرده . پسری یا خواستگاری . یا دوس پسری چیزی میشه ک براش تعریف میکنم اون همه این حرفا رو کت بسته میره تحویل شوهرش میده ک من حرف کیو زدم چی گفتم یعنی کل تمام شجره نامه اون پسر رو میره ب شوهرش میگه
اونم داماده خب سو استفاده میکنه بعد اونم بدتر از این میاد یک داستان من درآوردی راجب پسره میگه . ک ذهنیت منو نسبت ب اون پسر خدشه دار کنه و منو از فلان پسر دور کنه خواهر من ی جوره دامادم دو برابر خواهرم
اما باز برمیگرده به خواهرم چون اون همه خبرها و اتو ها رو ب شوهرش میده .
میگید چی کنم چ شکلی با این قضیه رفتار کنم خودتونو بزارید جای من