7 ماه قبل که اومدن خاستگاری مامانم قبول نکرد گفت دخترم باید درس بخونه و سنش کمه خودمم موافق مامانم بودم ( 18 سالمه ) . بعدش که مامانم دید واقعا دوستم داره گفت باشه تو برو سربازی ایلین هم درسشو بخونه ولی کلی شرط مثل حق اشتغال و تحصیل و کلی شرطای سخت و عجیب دیگه گذاشت که اونم قبول کرد . حالا 5 ماهه سربازه هر پنجشنبه و جمعه که از پادگان میاد ، قبل از رفتن به خونه خودشون با همون لباسا میاد خونه ی ما . بعد دیروز اومده بود خونمون هی از وقتی اومده بود صدام میزد تیامیس ، من اول بهم برخورد با خودم گفتم یعنی داره اسم کسیو اشتباه به جای اسم من میگه ؟ ولی جلو مامانم چیزی نگفتم . بعد هی شک کردم گفتم مگه میشه 10 بار هی اشتباه بگه تیامیس . رفت خونه باهاش سر و سنگین بودم حتی شب زود رفتم خوابیدم ، بعد که خوابیدم صبح پاشدم دیدم میگه بهت میگم تیامیس یعنی چشمام براااات خیلی ذوق کردممم🥲 🥺 😭 😂
این شرطهای مامانت سخت و عجیب نیست!چون ایشون با ازدواج این حقوق رو دارن و از دست نمیدن..اما شما از د ...
اتفاقا خودمم با شرطاش موافق بودم حتی چندتا هم خودم گفتم اضافه کنه 😂😂 ایناس : حق خروج از کشور ، حق تنصیف ، حق ادامه تحصیل ، حق اشتغال ، حق حضانت ، محل زندگی دور از خانوادم نباشه و ... من و مامانم دوتایی نشستیم باهم این شرطارو گذاشتیم 😂😂 اون بنده خداهم چون خیلی وقته دوستم داره قبول کرد هیچی ام نگفت
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.