سلام من همونیم که امروز قرار بود برم خونه نامزدم شخصا صحبت کنم
اول باید بگم که خیلیاتون به من تهمت فیک بودن و اینا زدید، من حاضرم هر قسمی که میگید بخورم که فیک نیستم هر نوع فحشی بذارید اگه دروغ بگم اصن مگه مریضم شیش ساعت تایپ کنم
بهم میگفتین فیکم چون یه تاپیک گذاشتم آخه عزیزم نمیدونستم شما از همون روز اولی که عضو شدی ده صفحه تاپیک داشتی من کلا دو یا سه روزه کلا فک کنم عضو شدم
خوب برگردیم سر اصل مطلب
همونطور که گفتم یه لباس یکم محجبه تر و رسمی تر پوشیدم با آرایش کم فقط یه کرم زدم و یکم رژ لب لایت و رفتم خونشون
یکم نشستیم توی سکوت تا خواستم دهنمو باز کنم یهو مادرش توپید بهم که من واسه پسرم آرزو دارم پاتو از زندگیمون بکش بیرون برو با هم نوع خودت ازدواج کن نمیدونم برای ما انگه پسرمون که این همه زحمتشو کشیدیم به اینجا رسوندیمش با یه مطلقه ازدواج کنه و اینا
من بهش گفتم حق دارید مادرین ولی خواهش میکنم یذره بیشتر با من آشنا بشین شاید اونقدر هم آدم بدی نبودم ولی گفتش که همین الانم تو این خونه رات دادم بخاطر این بود که پسرم ازم خواهش کرد لطفا بفرما بیرون
فکر میکردم تحقیر شم ولی نه دیگه انقد باهام بد برخورد کنه الان دوس پسرمم بهم توپیده که من بهت گفتم ولش کن خودت گیر دادی
حالم خیلی بده توروخدا کمکم کنید نمیدونم چیکار کنم
نمیتونم ولش کنم و از طرفی احساس گناه میکنم
خودم میدونم اشتباه کردم خواهشا راهکار بدید
هر سرکوفتی هم خواستید بزنید دلتون سبک شه