2777
2789

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

توروخدا جدی میگی خوب چکار کنم نرمهرچه قسم میخورم نمیشه

کاری نداره که از هفته ای سه بار برسون به هفته ای دوبار بعد هفته ای یبار بعد برو تو کار دوهفته سه هفته... کم کم کمش کن تابلو نشه و بدنت جواب بده 🥲 بخدا رفت امد زیاد حتی با پدر مادر هم شر درست میشه تو بگو اصلا بهترین انسانم باشین .... کم کم عادت میکنی ضمنا وابستگی ام میاره مثلا پدرمادر قرار نیست تا اخرش زنده باشن نصفه زندگی میمیرن این واقعیته و این عادت کردنه روانیت میکنه

کاری نداره که از هفته ای سه بار برسون به هفته ای دوبار بعد هفته ای یبار بعد برو تو کار دوهفته سه هفت ...

اره روانی شدم بخدا 

دلم پیش خونه خودم 

یه دلم اینجا 

نیام سحتمه 

میام یه جور گرفتار و افسرده 

باید به قول تو کم کم کمش کنم 

من كه بلافاصله بعد از ازدواجم به خاطر اينكه خيلي داشتيم درگير پاگشا و اين داستانا ميشديم و منو همسرم به شدت درس داشتيم،رفتيم وسط يه روستاي بكر تو شمال و نشستيم با ارامش زندگيمونو كرديم و درس خونديم

شايد در سال روي هم رفته ٥بار هم نيومدم تهران خونه ي بابام😄

تو اون روستاام كلا ادم نميديدي،مگر اخر هفته ها،چون همه تهراني بودن و در ويلاهاشون قفل بود،ميرفتن چند وقت يكباري،تعطيلاتي ميومدن؛

بعد از اون هم كه برگشتيم اومدم سمت محل كار شوهرم خونه گرفتم(كرج) و باز هم نرفتم تهران😂

كلا خوشم نمياد از رفت و امد زياد بالاخص بعد از ازدواج معني نداره ادم هي هرروز پاشه بره خونه باباش

مامانم اينا هم به اين قضيه عادت كردن ديگه و احترام میزارن

اینم بگماااا،من اگه همسایه دیوار به دیوارشونم بودم باز همینی که میگم بودم،و همینقدر نمیرفتم😅


خوش بحالت واقعا من یه هفته نیام طاقتم نمی گیره

شما شاید اوایل زندگی تونه. 

بعد به مرور عادی میشه 

من با خانوادم تو شهر زندگی می کردیم بعد چند سال 

دور شدیم. افسردگی گرفتم. 

داداشام دنیای من هستن الانم میان میرن من یک روز کامل حالم بده بعد رفتنشون الهی من به قربونشون برم

اره روانی شدم بخدا دلم پیش خونه خودم یه دلم اینجا نیام سحتمه میام یه جور گرفتار و افسرده باید به قول ...

گذشته ی منی .... میرفتم حالم بد میشد ... الان دیر به دیر میرم حالم خیلی خوب شده و عادت کردم ... دل به زندگیم دادم و مشکلاتم از بین رفتن عصابم راحته و با بچم و شوهرم وقت میگذرونم بیشتر خوش میگذره 

هفته‌ای دوبارخودتو مشغول کن که زیاد نتونی بری وابستگیت کمتر شهما از بس درگیر دانشگاه و کار و کلاس و. ...

من با یکی دوست بودم ی خاهر داشت کلا اونجا بود وای چ بدم میاد از اینجور دخترا همشون خونه ننه باباش کلا نمیرف ها همش تو سفره ننه باباش دستش دراز خجالتم خوبه بخدا

تازه ازدواج کردید؟

یهو کم نکن ترجیحا 

اول هفته ای چهار بار 

یکم بگذره سه بار

دو بار 

و در نهایت میتونی یه روز در هفته رو مشخص کنی که اون روز حتما بری خونشون هر هفته

حالم از این ادا و تظاهرها بهم میخوره.اینکه یکی بخواد نقش چیزی رو بازی کنه که نیست؛ادای مهربونی،ادای دلسوزی،ادای ناراحتی،حتی ادای خوشحالی و حسود نبودن و هزار تا ادای دیگه!دور و برمو که نگاه میکنم،میبینم که هر کی یه نقاب زده رو صورتش و مشغول نقش بازی کردنه.هیچ کس دیگه واقعی نیست؟نه حتی برای بقیه بلکه برای خودشون،میترسن با خودشون روبرو بشن و از نیمه تاریک وجودشون وحشت دارن!و گمونم همین ترسه که کم کم ضعیفشون می‌کنه‌؛فقط برای اینکه وانمود کنن یه چیزی هستن که نیستن!خودشون رو عذاب میدن،احساساتشون رو سرکوب میکنن و آخر هم از خودشون راضی نیستن،همه چیز براشون خلاصه میشه تو اینکه بقیه چه فکری دربارشون میکنن و چه انتظاری ازشون دارن.کم کم یادشون می‌ره چی می‌خوان،و دیگه سلیقه و سبک زندگی خودشون رو ندارن و شروع میکنن به تقلید کردن:«فلانی فلان کار رو کرد همه خوششون اومد پس منم برم انجام بدم».میشن یه کپی بی روح از بقیه!این ذهنیت:«بقیه چی‌میگن؟نابودشون می‌کنه و میشن آدمایی پر از وسواس فکری؛که نه میتونن تصمیم بگیرن و نه میتونن«نه»بگن و نه خط قرمزی دارن! اون وقت بقیه خیلی راحت ازش سؤ استفاده میکنن،بهشون زخم میزنن و روحشون رو تیکه پاره میکنن؛با این حال باز می‌خوان از نظر همه بی عیب باشن،همهٔ اینا برای اینه که نیمهٔ تاریک خودشون رو نمی‌پذیرن.همهٔ ما باید قبول کنیم که اون قسمت تاریک رو داریم.هیچ کس کامل نیست . حتی ماه هم گاهی ناقصه!باید به خودت افتخار کنی چون قوی ای!اما اگه بخوای توی همهٔ شرایط قوی به نظر بیاید شاید به بازنده ای؛پس ادا رو بزار کنار و خود واقعیت باش که قشنگ ترینه...     "از دوست عزیزم هلن"

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز