ما چهار سال دوستیم
خاستکاریم اومدن پارسال
همه چیز خیلی عالی بود ی جوری ک میگفتم خوشبخت ترین دختر دنیا منم نمیدونم از بعد خاستگاری چ اتفاقی افتاد دیگ مثل سه سال پیش پیگیر من نیست دیگ مثل سه سال پیش حساس نیست روم
مثلا از بغد خاستکاری بهش گفتم کی میایی تهران اون خونش شهرستانه من تهران
گفنم کی میایی گفت این بار میام برای عقد هی صبر کردم فامیلش فوت شد
بازم هی صبر هی صبر اقا عیدی و سنوات گرفت دست و بالش باز شد بازم نیومد تا قبل جنگ