یادم رفت بگم یه سری نشسته بودیم گفتن علنا که ما به زندگی شما حسرت میخورریم و گفتن که راضی به پیشرفت کسی نیستیم
مثلاً میخواستن بگن ما خیلی رک هستیم
خلاصه بگم حتی مامان بزرگمم حسودی میکنه😔
من یبار کوچیک بودم مامان برای تولدم انگشتر گرفت (طلا بود چون من به بدل حساسیت دارم )از در نیومدم داخل دختر داییم دوید اومد دستم رو گرفت پرسید طلاست؟تا گفتم آره یهو دستمو با ضرب ول کرد رفت پیش مامانش
از فامیل و اطرافیان شانس نیاوردیم😔