خونه مامان بزرگم بودیم با بابام عمم و زنعمواینام اونجا بودن البته ک عموم تو حیاطشون خونه ساخته عمم ک میخواست بمونه ب منم عمم خیلی اسرار کرد ولی خودم نموندم و از بس ب بابام میگفتم پاشو بریم بابام گرم صحبت با عموم بود و نمیشنید و مامان بزرگم بابام صدا زد فلانی پاشو دا نگاه اینور کرد گفت فردا میخواد بره سرکار بخاطر اون گفتش،این میشه بیرون کردن از نظرم درسته یا ن؟