من تنها باشم، سر به سر میاندازم به خودم، تنهایی لباس مهمونی میپوشم، رقاصی هم میکنم. دلم خنک میشه. جِلِنگ جِلِنگ صدا میده طلاهام. حس پولداری میگیرم. حس فرعون بودن. خسته که شدم دوباره همه رو جمع میکنم میندازم تو گاوصندوق، دریغ از یه انگشتر که دست کنم تااااااااا تنهایی بعدی.
شوهرم بدش میاد از شلوغی طلا.
برای عروسی به نظرم تک پوش خوب نیست، البته من به شخصه از تم پوش خوشم نمیاد، ولی النگو حتما یک دست کامل، از این یک سانتی ها، کیپ دست باشه، اون دست هم ساعت و دستبند.