مادربزرگم یه مغازه داره بنام خودش
بعد اونو داده اجاره ، اجاره مغازه هم دست عمومه
بعد الان مادربزرگم بابد تو خونه همیشه یکی پیشش باشه نمیتونه تنها بمونه
تا الان زنعموم که با مادربزرگم تو یه ساختمون بود همراه دختراش ازش نگهداری میکردن
الان میگه من نمیتونم همش نگهداری کنم بقیه نوه هاو دخترا و عروس ها هم باید بیان
من و دختر عموها و زن عموهای دیگم گفتیم ما نمییام پولش دست شماست پس خودتون نگهداری کنید