2777
2789

نگید مثلا آدمی که قد بلند و پولدار نه منظورم این نیست 

منظورم اینه که یکی هست شما دوسش دارین و باهاش ازدواج کردین

اگر اینطور بوده چطوری 


بله من دوبار جذب کردم کسایی که میخواستمو تامرحله خواستگاری

ما دخترهای غمگین شانزده ساله ای بودیم که فکر میکردیم اگر میشد رنگ موهایمان را روشن کنیم ، تکلیفمان هم روشن می شد. ما ، با ماتیک های قایمکی و کابوس های یواشکی و آرزوهای دزدکی . ما و کارت پستال هایِ « سوختم خاکسترم را باد برد ، بهترین دوستم مرا از یاد برد» ... ما و شعرهای دوران مدرسه ، اولین دست نوشته هایی که توی دفتر ِ  کوچک یادداشت می نوشتیم و مشاور دیوانه به خیال اینکه این یک نامه برای پسر مردم است از ما می دزدید .ما ، که تمام عمر ترسیدیم دختر بدی باشیم . ترسیدیم مقنعه هایمان چانه دار نباشد و چشم سفید باشیم . ما که توی کتاب هایمان فروغ نداشتیم ، چون فروغ میان بازوان یک مرد گناه کرده بود ، ما فقط یادگرفتیم مثل کبری تصمیم های خوب بگیریم 

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

دوستم اصلا آدم پولداری نیس

ولی خب

چندین ساله داره برا رفتن ب ی کنسرتی تو خارج هق میزنه

چن ماه پیش رفت

یعنی هتلایی ک اون مونده،تفریحایی ک اونجا کرده،کنسرتی ک اون رفته رو،فک نکنم ما خوابشم تو ایران ببینیم🤌🏻

رف دس آرتیسته رو هم از جلویه جلو گرف و بهش داد امضا کرد عکسرو..

خلاصه این ک شده

بقیه چیزا صد در صدی میشه

[برای رسیدن ب خواستم و هدفم ی صلوات می‌فرستی ؟💞]       "جِی" برای واقعی بودن زیادی خوشگله. . .!

خب چطوری به این جا رسید جذبش کرد؟؟

هم جذب بود هم تلاش 

ولی خب آره بیشتر حس میکنم علاقه قلبیش ب اونجا رسوندش

[برای رسیدن ب خواستم و هدفم ی صلوات می‌فرستی ؟💞]       "جِی" برای واقعی بودن زیادی خوشگله. . .!

خب چطوری به این جا رسید جذبش کرد؟؟

رف کنسرت همینی ک تویه پروف و امضایه منه

و دستشو از نزدیک گرفتو و عکس و فتوکارت داد براش امضا کرد:(((

[برای رسیدن ب خواستم و هدفم ی صلوات می‌فرستی ؟💞]       "جِی" برای واقعی بودن زیادی خوشگله. . .!

چطوری اینکارو کردین لطفا بگید همه استفاده کنیم و اینکه آیا به ثمر رسید؟؟؟

اینطوری که تصورمیکردم الان تو اون موقعیتم همش اونو کنارخودم تصورمیکردم مخصوصا شبا همش حتی شب عروسی کلا هرکاری میکردم تصورمیکردم اونم پیشمه زندگی بعد ازدواج رو تصورمیکردم وبه اینکه قراره چجوری بهش برسم فک نمیکردم اصلا 

بخدا با همین روش دونفرو جذب کردم امدن خواستگاریم شایدباورت نشه یکیشون خیلی ازم سرتربود ازهمه نظر مخصوصا زیبایی اون از زیبایی۱۰۰بود من۲۰ دراین حد ولی خب خانوادم قبولشون نکردن یعنی شرایط جوری شد که نشدقبولشون کنیم 

یکی دیگه روهم تصورمیکردم چندسال پیش تا اینکه چندمدت پیش خانوادش گفتن دوس داریم تو عروسمون بشی به داداشم پیشنهادت دادیم ولی داداشمون فعلا میگه قصد ازدواج ندارم اونم ازم خوشگلتربود خیلی 


ما دخترهای غمگین شانزده ساله ای بودیم که فکر میکردیم اگر میشد رنگ موهایمان را روشن کنیم ، تکلیفمان هم روشن می شد. ما ، با ماتیک های قایمکی و کابوس های یواشکی و آرزوهای دزدکی . ما و کارت پستال هایِ « سوختم خاکسترم را باد برد ، بهترین دوستم مرا از یاد برد» ... ما و شعرهای دوران مدرسه ، اولین دست نوشته هایی که توی دفتر ِ  کوچک یادداشت می نوشتیم و مشاور دیوانه به خیال اینکه این یک نامه برای پسر مردم است از ما می دزدید .ما ، که تمام عمر ترسیدیم دختر بدی باشیم . ترسیدیم مقنعه هایمان چانه دار نباشد و چشم سفید باشیم . ما که توی کتاب هایمان فروغ نداشتیم ، چون فروغ میان بازوان یک مرد گناه کرده بود ، ما فقط یادگرفتیم مثل کبری تصمیم های خوب بگیریم 
چه جوری

عزیزم توضیح دادم

ما دخترهای غمگین شانزده ساله ای بودیم که فکر میکردیم اگر میشد رنگ موهایمان را روشن کنیم ، تکلیفمان هم روشن می شد. ما ، با ماتیک های قایمکی و کابوس های یواشکی و آرزوهای دزدکی . ما و کارت پستال هایِ « سوختم خاکسترم را باد برد ، بهترین دوستم مرا از یاد برد» ... ما و شعرهای دوران مدرسه ، اولین دست نوشته هایی که توی دفتر ِ  کوچک یادداشت می نوشتیم و مشاور دیوانه به خیال اینکه این یک نامه برای پسر مردم است از ما می دزدید .ما ، که تمام عمر ترسیدیم دختر بدی باشیم . ترسیدیم مقنعه هایمان چانه دار نباشد و چشم سفید باشیم . ما که توی کتاب هایمان فروغ نداشتیم ، چون فروغ میان بازوان یک مرد گناه کرده بود ، ما فقط یادگرفتیم مثل کبری تصمیم های خوب بگیریم 
اینطوری که تصورمیکردم الان تو اون موقعیتم همش اونو کنارخودم تصورمیکردم مخصوصا شبا همش حتی شب عروسی ک ...

مرسی عزیزم 

فقط یه سوال 

شما تصور میکردی که یکی هست که مثلا میگم خیلی ازم سرتره و میاد خواستگاریم 

یا نه شما آدمی رو مد نظر داشتی مثلا آقای ایکسو مد نظر داشتی و میگفتی این آقای ایکس میاد خواستگاریم 

مرسی عزیزم فقط یه سوال شما تصور میکردی که یکی هست که مثلا میگم خیلی ازم سرتره و میاد خواستگاریم یا ن ...

بله اقای ایکس رومدنظر داشتم و همش تصورمیکردم دارم باهاش زندگی میکنم واقای ایکس هم امدخواستگاریم

ما دخترهای غمگین شانزده ساله ای بودیم که فکر میکردیم اگر میشد رنگ موهایمان را روشن کنیم ، تکلیفمان هم روشن می شد. ما ، با ماتیک های قایمکی و کابوس های یواشکی و آرزوهای دزدکی . ما و کارت پستال هایِ « سوختم خاکسترم را باد برد ، بهترین دوستم مرا از یاد برد» ... ما و شعرهای دوران مدرسه ، اولین دست نوشته هایی که توی دفتر ِ  کوچک یادداشت می نوشتیم و مشاور دیوانه به خیال اینکه این یک نامه برای پسر مردم است از ما می دزدید .ما ، که تمام عمر ترسیدیم دختر بدی باشیم . ترسیدیم مقنعه هایمان چانه دار نباشد و چشم سفید باشیم . ما که توی کتاب هایمان فروغ نداشتیم ، چون فروغ میان بازوان یک مرد گناه کرده بود ، ما فقط یادگرفتیم مثل کبری تصمیم های خوب بگیریم 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792