دقیقا همین اتفاق برام افتاد
ینفر کی شهر دیگ بود اومدنشهر ما نسبت خیلی همنزدیکداشتیم
برا اسباب کشی کرفتیم
ناهار درست کردم رفتم خونشون شبش ککارا تمومشد شامموندیم ی حاضری خوردی فرداشبش گفتماومدن خونم شام جونروزای اول بود خب ذوق داشتیم ی دقعه اومد خونمون اقاهه برگشت گفت از این ببعد نمیشه ی ناهار شما دادین ی شام ما باز الان شام دادین ما باید جبران کنیم اینجوری نمیشه پیش رفت
دیگ من خونشون الان۴سال نرفتم برا شام ناهار اگ رفتیم برا تبریکعید اینا بوده
ولی اونا همیشه میان