ببنید من امسال شوهرم تصمیم گرفت بره کربلا شوهرم زیاد مذهبی نیست و اینو به مامانش گفته بود که میخام برم و ...بعد تصمیمش عوض شد نرفت حتی پاسپورتشم تمدید کرده بود تو این حین ماشین که دست من بود و مسافرت بودم زد سر سیلندر سوزوند و ماشین به اصلاح به خرج افتاد و خالا درستش کردیم
بعد مادرشوهرم دیروز میگه به من خوب شد ماشین خراب شد فلانی شوهرمو میگه نرفت کربلا به خاطر اون منم گفتم مادر من گناه من چیه که من موندم تو جاده غریب و تک و تنها گفت خوب خرج تراشیده شد براش دیگه کربلا میرفت اینجوری نمیشد
این در صورتی که شوهرم و من موقع گرفتاریاش خیلی بهش میرسیم دکتر و ...تازه پدر شوهرم هم شکر خدا در قید حیاته
حالا واقعا انصاف نیست یه مادر از ضرر مالی بچش به خاطر اعمال مستحب که جور نشد خوشحال بشه
خیلی ناراحتم از دیروز تا حالا