قصد من اینه بتونم به خودم یاد بدم من هم صفات منفی زیادی دارم و ممکنه تو موقعیت های مختلف رفتاری داشته باشم که فکر میکردم من از این قاعده مستثنی هستم ...
وای گمونم الان متوجه این خط آخر شدم !!
خب این بدیهیه و مقدمه ماجرای خودشناسیه!!
اینکه بتونیم اصل خودمون رو پیدا کنیم و بپذیریم و بدونیم تا یه جایی مجاز به ایجاد تغییرات و اصلاحات هستیم. اصل ماجرا نباید دستخوش تغییرات بشه به امید ایدهآل شدن!!
صرفا مملو از صفات خوب بودن...
شما نمیتونی هر دیوار و ستون رو از ساختمانی حذف کنید تا ایدهآل باشه، قطعا کم و کاستی وجود داره و در اون صورت دیگه ماهیت خودش رو از دست داده!!
میگن کلاغ اومد راه رفتن کبک رو تقلید کنه، راه رفتن خودش روهم فراموش کرد!! اصل خودش رو دستخوش تغییر کرد!!
اون کلاغ باید بپذیره صداش خوب نیست!! رنگش دلربا نیست و ...
اما باهوشه، عمر طولانی داره، نجیب هست و ...
پذیرش زشت و زیبایی در کنارهم!! و مدام شاخ و برگ دادن به اون در جهت رشد و به کمال رسیدن...
منم به اندازه ظرفیتم، عمرم رو پای این مسائل گذاشتم همش با آزمون و خطا و تراپی و کتاب و بررسی آدمهای اطرافم و ... !! تمام دهه بیست زندگیم و حتی قبلتر!!