مامانم و داداشام و عمم رفته بودن کربلا
بعد از اون جا هم چند تا شهر ایرانو بگردن
چهار روزه قراره برا شام برسن خونه 😁اما یکی از شهرای تو راه وایستادن هی این فامیل،اون فامیل دعوتشون میکنه نمیان
بالاخره امشب قراره بیان
من تک دخترم خیلی بهشون وابسته ام خیلی دلم براشون تنگ شده 😁
شام دعوتشون کردم خونمون
دو مدل کیک درست کردم
یکی وانیلی یکی رژیمی برای مامانم چون قند و شکر نمیخوره
همه چیمو اماده کردم رو اپن چیدم 🥲خونمون دسته گله همه جا برق میزنه😁
شام هم آش درست کردم
فلافل نیمه اماده هم خریدم سرخ کنم
چون شام برنج نمیخورن
چه حس خوبی داره این لحظه هایی که منتظر مسافرتی 😍
یاد دوران عقدم افتادم که شوهرم از شهر دیگه میومد شهر ما