با شوهرم هرسری میریم بیرون چه من حساب کنم چه اون واسشم خاله اش که همسن خودمونه ومتاهل هم غذا باید بگیره و ببره دمخونش
امروز اومدیم رستوران بعد مدتها پول زیاد نداشتم سوخاری گرفتم
سوخاری هارو جعبه گرفت نصفشو ریخت توش گفت بعد ابنجا ببریم واس خالم
بعد واسه خاله اشم کادومیگیره گرون
خواهر ومادرشم ایران نیستن نمیبینتشون ولی واسه مامانش پول میزنه چیزی نمیگیرم
چه طورب بگم بدم میاد وقتی خودم پول کافی ندارم واسه مردم نخرر