خانوما مادر شوهر من خیلی گوشتلخه با همه درگیره 50 سالشه اما مثل بعضی دخترهاست که عاشق حاشیه و تیکه و نیش و اینجور چیزا هستند
اما من اصلأ کاری به کار کسی ندارم
خواهر شوهرم اینا خونه جا به جا میکردند
مادر شوهرم هم بود
بعد رفته بودند خونه جدیدشون رو تمیز کنند
به شوهرم فقط زنگ زدند گفتند بیا
ما هم مامانم و داییم شام خونمون بودند نرفتیم
بعد من یه نوزاد دو ماهه دارم کجا برم کمک
خلاصه نرفتیم
فرداش رفتیم سر بزنیم
مادر شوهرم اونجا بود بی دلیل برگشت گفت دیشب خیلی آدم بود کمک . فلان و فلان کس بود
یعنی تو نبودی
من اصلأ دقت نکردم به حرفش که جوابش رو بدم
مثلاً بگم مهمون داشتم
یا بگم خوبه زیاد بودین من خونم رو تمیز میکردم فقط خودم بودم و مامانم
چرا یادم نمیمونه دقت نمیکنم یا همون لحظه به ذهنم نمیاد
چیکار کنم هوشیار باشم همون لحظه بزنم لالش کنم ؟