سلام خانما
من بابامو در اثر سکته قلبی از دست دادم
سکته قلبیش بعد از دعواش با مامانم بود که واقعا روانی و رو اعصابه و بابام خیلی مرد خوبی بود
به خاطر ابروش از مامانم جدا نمیشد
مامانم اون اوایل عذاب وجدان گرفت و بیمارستان روان بستری شد اما کلا هم قبل از اتفاق هم الان با این که خودش بقیه رو عصبی و ناراحت میکنه اما خوش و بی خیاله
اصلا انگار نه انگار که اتفاقی افتاده
فقط به فکر خوردن و گشتن و پوشیدنه
من و خواهر کوچیکترم از ۷ ماه قبل که بابامو از دست دادیم داریم عذاب میکشیم از دست خودش و فامیلاش
بی احازه ماشین بابامو برمیدارن میرن خراب میکنن و میان میذارن تو خونه
همش دنبال پول قرض گرفتن و پس ندادنن
وامایی که بابام ضامنشون بوده رو پس نمیدن و .... کلا اذیت دارن تازه محبت و احترامم ازشون نمیگیریم
واقعا دنبال یه راهیم که بشه بیخیال زندگی کرد