من دانشجو سال آخرم امروز یکی از کسایی که قبلا حرفش شده راجب ازدواج قرار بود باهم آشنا بشیم قرار شد با خانواده هامون توپارک قرار بزاریم و رفتیم پسره مهندس عمرانه خونه ماشین پول همه چی داره ولی وقتی وقتی حرف زدیم گفت که من دوست ندارم خانمم کار کنه وقتی همه چی هست بشینه تو خونه بره باشگاه بره خوش بگذرونه واسه من تایم بزاره ولی من بش گفتم میخوام کار کنم هرچند نیازی به پول نباشه دوست دارم تو اجتماع باشم گفت اشتباه میکنی گفتم ترجیح میدم از اشتباهاتم درس بگیرم بهش گفتم تو از کارمند خانمت خوشت بیاد بری خواستگاری بهش بگی نرو سر کار قبول میکنه؟ ساکت شد و فکر کنم خوشش نیومد از حرفام مامانم بعدش که فهمید اینارو بهش گفتم ناراحت شده میگه خاستگار به این موقعیت خویو از دست دادی این چه طرز حرف زدن بود وفلان ... الان واقعااااا پشیمونم اینم بگم که آخرش بهش یه چراغ سبز دادم که نمیدونم فهمید گرفت چی میگم یانه بهش گفتم توجلسه. اول شما نمیتونی افکار و عقاید یه نفرو تغیر بدید