فرض کنید خدایی نکرده دور از جون پدرتون پدرتون وقتی مامانتون ۳ ماه حامله بوده مرده
بعد ۴ ماه هم با یکی سریع ازدواج کرده مادرتون معتاد و علاف و کلا وقتی بدنیا اومدید اون بوده
و بعد شما یه داداش هم دارید ۱۰ سالشه پدر مشترک داشته باشید ولی مادر نه ولی خیلی دوستون داشته باشه و کلا روتون غیرت داره
یه داداش و آبجی هم دارید ولی از شوهر مامانتون
داداش ناتنی تون ۷ ساله آبجی ناتنی ۳ سال
خودتون ۱۷ سالتونه ترک تحصیل کردید چون ننتون پول شوهرشو نمیتونه در بیاره کمک هزینه اید درواقع
ولی کلا مامانتو کل پول ازتون میگیره
بعد شوهرش هم حالا از بچگی خیلی اذیت کرده باشه و ننتون بگه اره باید بهش بگی بابا این حرفا دیگه عادت کرده باشید حالا بهش میگید بابا از بچکی خیلی بد کتکون میزده
و از دستشون بیماری روانی گرفته باشید
حالا یه مدت داداش تون رو آورده باشید پیش خودتون شما و بابا تون دعوا تون میشه بعد حالا داداش ۱۰ ساله تون شمارو ببره پارک برگرده بگه پاشو بیا پیش ننه بزرگ اونا رو ول کن کارم ول کن (تنها و با داداش تنی تونه خرج ننه بزرگتان هم عمو تون میده که وضعش خوبه خیلی پولدار نیست البته)
قبول میکنید یا نه اگه نه چرا اگه اره چرا
مثلا نمی ترسید برید شما بعد ی وقت باباتون یا همون شوهر ننتون اذیت کنه بچهارو؟
یا مثلا مادرتونو اذیت کنه که بگه پول ب من نمیدی و ای حرفا چون نصف خرج خونه از شماس