2777
2789

اومد بخاطر یه موضوعی لوازمشو برداشت و رفت و گفت میرم ترکیه و دیگه منو نمیبینی و این جور حرفا بعد چند روز پیش دخترم گفت صدای ماشین بابا میاد رفتم دیدم ماشینش روبروی خونه پارک کرده رو صندوق ماشین نشسته به در نگاه میکنه و سیگار میکشه .

دیروزم ظهر اومده از بالای در حیاط مثل دزدا اومد تو خونه 

بهش میگم خب برگرد خونه چرا دزدکی میای یا میای دم در خونه رو نگاه میکنی بیا خونه میگه نه 

میگه تو منو دوست نداری چرا حالا 

چون وقتی لوازمشو جمع میکرده بره من حرفی بهش نزدم که نرو میگه توقع داشتم بعم بگی گوه خوردی از خونه بری یا بگی بمیرمم نمزارم بری و الانم ک گذاشتی برم دیگه برنمیگردم خونه 

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

میگه تا الان هم اگ بچه رو سقط نکردی بخاطر دوس داشت من یا اون بچه نیست میترسی خودت چیزیت بشه ترس جون خودتو داری .

چیکار کنم خیلی زود برای همه چی حساسه و احساسی رفتار میکنه دقیقا مثل بچه ها 

این مردا چه مرگشونه؟شوهر منم همش توقع داره نازشو بکشم . بعد خودش کوچکترین محبتی نداره

یه بار بحث گردیم گفتم من از خونه میرم پاشد چاقو برداشت دستاشو زخمی کرد ک اگر میخای برو تا خودمو بکشم توقع داره 

بعد فوصا که بهم گفته نازشو بکشم منم بهش گفتم من اخلاقم اینجوریه التماس کسی رو نمیکنم بمونه ولی قصه میخورم براش گفتم چون التماستو نکردم نری دلیل نمیشه دوست ندارم یا بچه رو نمیخام که .گفتم تو برام با بچه تو شکمم یا دوتا بچه های خودم فرقی ندارین اگر هر کدومتون همین الان قلبمم نیازتون باشه میکنم میدم بهتون .میگه توقع داشتم یه کاری بکنی نزاری برم گفتم ادم وسط دعوا بلند نمیشه جمع کنه بره گفتم یکم صبرتو بالا ببر اگر اینجوری بود همه الان جدا میشدن ده بار .گفتم تقصیر خودته کخ توی عصبانیت تصمیم میگیری بری  .

بهش بگو اتفاقا من ازت ناراحتم

انتظار نداشتم تو سختی ها من رو تنها بذاری و بری 

مگه ما باهم شروع نکردیم زندگی رو 

چرا میشی رفیق نیمه راه ؟!

بیا دوباره شروع جدید داشته باشیم

بگو این جنین برای من تنها که نیست ، توبوجودش آوردی. بچه نمیخوای برو عمل کن ، من رو تو دردسر ننداز. عصری هم ببردت دکتر فکری برای جنینت کنین، ببینین سلامته یا نه !


اگر هزینه اش رو داری هم یه جلسه مشاوره برو 

 اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ
این مردا چه مرگشونه؟شوهر منم همش توقع داره نازشو بکشم . بعد خودش کوچکترین محبتی نداره

میدونی دعوا چی بوده .تو ماشینش قرص تاخیری پیدا کردم مثل بچه ها گفت مال خودم نیست گفتم دروغ نگو باز گفت برا کسی گرفتم گفتم دروغ نگو گفت اصلا مال خودمه خودم خوردم .منم گفتم نرمال نیستی همین قرصا رو میخوری مغزت داغون شده و کنترل اعصابتو نداری .گفتم کاش بچه دار نمشدیم تا این کاراتو جمع و جور کنی .چون من یه بار جدا شم و ازدواج دوممه به من گفت بهتر دنیا نیارش دنیا بیاریش که به بچم فردا روت میشه بگی بجز باباش با کسی دیکه ام بودی و هرزه ای منم دیگه هیچی بهش نگفتم اونم رفت قرص گرفت اورده و لوازمشو جمع کرد و رفت الان میگه باید جلومو میگرفتی که نرم 

میدونی دعوا چی بوده .تو ماشینش قرص تاخیری پیدا کردم مثل بچه ها گفت مال خودم نیست گفتم دروغ نگو باز گ ...

چه بیخودی قهر کرد رفت.

تازه شما باید قهر میکردی با اون حرفش عوضی نفهم.


قرص تاخیری خورده که خورده. حالا هی ماله من نیست و برا یکی دیگه است چی بود راه انداخت؟

بهش بگو اتفاقا من ازت ناراحتمانتظار نداشتم تو سختی ها من رو تنها بذاری و بری مگه ما باهم شروع نکردیم ...

سونو رفتم کیست داره توی سرش شاید رفع بشه تا ۶ هفته ی دیگه شاید نشه که بعد باید سقط کنم بهش گفتم بجایی که بچه همچین مشگلی رو داره نزاری من این همه قصه بخورم ول کردی رفتی تنها گذاشتی منو میگه من خواب دیدم که اون بچه رنگ این دنیا رو نمیبینه و یا تو سقطش میکنی یا هم از مریضیش سقط میشه گفتم بازم تو باید امید داشته باشی نه که راحت بگی خواب دیدم گفتم منم خواب دیدم امام حسین بهم گفته اسم بچه تو از ما بزار تا بیاد تو بغلت بازم رفت از خونه رفته خونه مادرش میگه اگر بهشون بگم میخام برگردم پیص تو ناراحت میشن نمتونم باز از جای اونا دوباره بیام .پدر مادرشم یزیدن یعنی خوشحالن که این زنشو با بچه ۴ ۵ ماهه ول کرده رفته پیش اونا و خوشحالن 

سونو رفتم کیست داره توی سرش شاید رفع بشه تا ۶ هفته ی دیگه شاید نشه که بعد باید سقط کنم بهش گفتم بجای ...


حتما برو مشاوره

راهکار بگیر 

رفتار همسرت رفتار یه فرد بالغ نیست 


 اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَالِ مُحَمَّدٍ
چه بیخودی قهر کرد رفت.تازه شما باید قهر میکردی با اون حرفش عوضی نفهم.قرص تاخیری خورده که خورده. حالا ...

همینو بگو .الان سیگار میکشیده تا الان من به خانوادم نگفتم این سیگاریه بهص گفتم تو اگر قرص مشکلته قرصتو بزار تو خونه یا به من بگو بدونم حداقل چرا دزدکی و قایمکی و تو ماشینت قایم میکنی بزار تو خونه مگه میبرم همه جا جار میزنم که این پسره قرصیه گفتم من عیب های تو رو راز نگه ندارم پس کی نگه داره .ولی میگه نه دیگه چون رفتم خونه مادرم اونا برگردم پیشت ناراحت میشن 

حتما برو مشاورهراهکار بگیر رفتار همسرت رفتار یه فرد بالغ نیست

اره یکم حال روحیش ناخوشه .. 

بچگی بد کارای اشتباه کمبود محبت 

اینا داره میگه یه روز حالش بد بوده رفته تو قبرستون توی قبر حالی تا صبح خوابیده قبلت ک ازدواج نکرده با من 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792