دیگه تحمل اونا میخوام اونا نمیخوامشون رو ندارم
وقتی فکر میکنم یک ماه دیگه مدرسه ها باز میشن و من باید دو تا بچه مدرسه ای سر و سامون بدم تنم میلرزه
من دیگه توان ادامه ندارم
من بی محبت و حمایت پدر و مادر بزرگ شدم
با کیس مورد نظر اونها ازدواج کردم
همسرم هیچ رابطه عاطفی و احساسی و کلامی باهام نداره
نه حرفی نه سخنی نه خنده و شوخی
و من نمیدونم چکار کنم
برم پیش مشاور زندگیمو تعرف کنم میتونه کمک کنه
من به عنوان یه زن هر کار میتونستم کردم ولی نشد