یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
هرجا بخوایم بریم میگه مامانم رو هم ببریم دیگه دیوونه شدم
بچه ننس دیگه.. هنوز ننش از شیر نگرفتتش!! نمیدونم چرا دخترا اینجوری مامانی نمیشن و استقلال طلبن.. در حالی ک اکثر پسرا مامانی هسن و وابسته ب مادرشون!! من خودم سال ب سال مادرمو نبینم عین خیالمم نیس.. ولی بیشتر مردا بخاطر ننشون ب گریه هم میافتن!!!
آفرین درست گفتی من هیچ وقت عین اون هی نمیگم بریم خونه مامانم یا مامانم رو هم ببریم ولی اون رسما روان ...
وقتی با ننش بهت خوش نمیگذره خب رک و رو راست بگو بهش.. دیگه چرا طفره میری!! من یکبار دوران نامزدی با خونواده شوهرم 13بدر رفتم.. آلرژی شدید داشتم عود کرده بود نمیتونستم حتی نفس بکشم و شدید توو اذیت بودم و با شالگردن یشماق داده بودم ک هوا بهم نخوره بدتر میشدم.. از این مریضیه من یه سناریو درست کردن و دیدم ک جاریم و مادرشوهرم دارن از من ب برادرشوهرم حرف و حدیث میگن و اونو علیه من پر میکردن ک مثلا عمدی میکنه... از اون موقع دوس ندارم باهاشون جایی برم.. اصن هروقت زنه با من هم مسیر میشه من اعصابم گوهی میشه و ن فقط بهم خوش نمیگذره بلکه روانمم بهم میریزه.. کلا انرژی منفی بهم میده.