2777
2789
عنوان

شوهرم خونه مامانش هرچی دلش خواست گفت

| مشاهده متن کامل بحث + 595 بازدید | 32 پست
درس نفهمیدم چی شد رستوران شام نخوردید اومدید خونه مادرشوهرت شام درس کردی ؟

اره عزیزم 

نهار درست کردم ولی شوهرم هی نقشه میزد چرا غذا سفارش ندادی

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...

خب برای شام و ناهار نرید اونجااگر شما نرید خودشون غذا نمیخورن؟

شوهرم هی ما رو می بره به زور و هی به مامانش میگه تو بشین خسته میشی مهتاب درست میکنه

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

دوبار باهاش نرویه وقتی که حالش خوبه بهش بگومن دوست دارم خودمون باهم باشیم

شوهرم متاسفانه دو قطبیه 

وقتی خوبه بهش میگم قبول میکنه ولی در عمل یه کار دیگه میکنه

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...

هرجا بخوایم بریم میگه مامانم رو هم ببریم دیگه دیوونه شدم

بچه ننس دیگه.. هنوز ننش از شیر نگرفتتش!! نمیدونم چرا دخترا اینجوری مامانی نمیشن و استقلال طلبن.. در حالی ک اکثر پسرا مامانی هسن و وابسته ب مادرشون!! من خودم سال ب سال مادرمو نبینم عین خیالمم نیس.. ولی بیشتر مردا بخاطر ننشون ب گریه هم میافتن!!! 

دیگه خسته شدم همش زندگیمون وصله به مامان باباش تازه دیشب دعوتشون کردیم باغ بازم امروز این بدبختی رو ...

هیچ وقت شوهرت درست نمیشه روز به روز بیشتر وابسته پدرمادرش میشه پس زندگی و اعصاب  خودت خراب نکن

هیچ وقت شوهرت درست نمیشه روز به روز بیشتر وابسته پدرمادرش میشه پس زندگی و اعصاب خودت خراب نکن

کاش خودش می رفت به زور میخواد من رو هم ببره کلفتیشون رو بکنم

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...

بچه ننس دیگه.. هنوز ننش از شیر نگرفتتش!! نمیدونم چرا دخترا اینجوری مامانی نمیشن و استقلال طلبن.. در ...

آفرین درست گفتی 

من هیچ وقت عین اون هی نمیگم بریم خونه مامانم یا مامانم رو هم ببریم ولی اون رسما روانیم کرده 

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...

آفرین درست گفتی من هیچ وقت عین اون هی نمیگم بریم خونه مامانم یا مامانم رو هم ببریم ولی اون رسما روان ...

وقتی با ننش بهت خوش نمیگذره خب رک و رو راست بگو بهش.. دیگه چرا طفره میری!! من یکبار دوران نامزدی با خونواده شوهرم 13بدر رفتم.. آلرژی شدید داشتم عود کرده بود نمیتونستم حتی نفس بکشم و شدید توو اذیت بودم و با شالگردن یشماق داده بودم ک هوا بهم نخوره بدتر میشدم.. از این مریضیه من یه سناریو درست کردن و دیدم ک جاریم و مادرشوهرم دارن از من ب برادرشوهرم حرف و حدیث میگن و اونو علیه من پر میکردن ک مثلا عمدی میکنه... از اون موقع دوس ندارم باهاشون جایی برم.. اصن هروقت زنه با من هم مسیر میشه من اعصابم گوهی میشه و ن فقط بهم خوش نمیگذره بلکه روانمم بهم میریزه.. کلا انرژی منفی بهم میده.

وقتی با ننش بهت خوش نمیگذره خب رک و رو راست بگو بهش.. دیگه چرا طفره میری!! من یکبار دوران نامزدی با ...

هزار بار بهش گفتم عزیزم شروع میکنه فحش دادن و میگه به تو ربطی نداره حرف زیادی نزن

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز