از این زاویه به قضیه نگاه کنید. شاید ریشه ی دعوا هایی که منجرم به تیره شدن دل شده، بر می گرده به ندونستن یا رعایت نکردن نیاز های طرف مقابل. مثلا تقریبا با هر مردی من صحبت کردم، وقتی بهش می گم برای خانم گل بخری خوشحال میشه، می خنده. مغز مرد ابزارگراست، نتیجه محور هست، فکر می کنه گل ادا و اطوار هست. نمی دونند واقعا خانم های خوشحال میشن. حالا شما تصور کنید چه قدر مسائلی هستند که ممکن زوج خبر نداشته باشند. یا رعایت نکردند و یا برعکس اون عمل کردند. این باعث دلسردی شده، مرحله بعدی دعوا شده و حاصل اون تیره دلی شده.
اگر چنین چیزایی باشه، مشاوره خیلی خوب میتونه برطرف کنه. هرچی هم زودتر مراجعه بشه، چون دعوا های کمتری صورت گرفته، راحت تر میشه برگشت روی ریل زندگی. جدایی نه نفع هیچ کس نیست. شده 5 سال وقت بذاریم زندگی خودمون رو نجات بدیم، باز هم ارزش داره.