امروز تولدمه و اونا دیروز به خاطر مراسمی رفتن روستا دو سه ساعته تموم میشد عصر میتونستن برگردن ولی خواهرم اصرار کرد که حتما شبو بمونیم میگفتن توام بیا ولی نرفتم چون هم باید واسه دانشگاه درس میخوندم هم فک میکردم زود برمیگردن تولد بگیریم، الان صبح زنگ زدم پرسیدم کی برمیگردین گفتن عصر😭
خیلی دلم شکست گریه کردم، دو ساله به بهانه های مختلف تولد و کادو رو تعطیل کردن در حالی که واسه خواهر بداخلاقم اگه از اسمون سنگم بباره کادوش و تولدش سر جاشه
میخوام برگشتنی تحویلشون نگیرم ادم حسابشون نکنم