2777
2789

 سالمه بخدا تا این سن با این که شرایطش بوده و حتی از طرف جنس مخالفم پیشنهاد داشتم ولی هیچ وقت نخواستم وارد رابطه غیر حلالی باشم و نفسم رو کنترل کردم . راستش بعد از خدمتم به یه دختر علاقه مند شدم خیلی زیاد بودشدتش خیلی اذیت شدم ولی هیچ وقت نشد بهش بگم چون پول نداشتم و کارم روی روال نیفتاده بود و دختره ازدواج کرد دیگه داشتم کارم رو بر طرف میکردم یه شغل فنی با درآمد خوب یاد گرفتم وقرار شد یه بخشی هم درکنار این کارم که یاد گرفتم استخدام بشم بعد به گوش خونواده یه دختری توی اقوام بود رسید و این باعث شد بیان سمتمون وزیاد چراغ سبز نشون دادن خلاصه استخدام من منتفی شد ولی کار فنی رو یاد گرفتم که به این دختر فامیل علاقه مند شدم گفتم اون اولی قسمتم نبود ولی این انتخاب هم دلی هست هم عقلانی هم در یه سطحیم هم خونواده دختر و دختر دلشون هست بزار واس این اقدام کنم خلاصه کارمم منتفی شده بود ولی در تلاش پیدا کردن یه شغل با حقوق ثابت خوب بودم در کنار کار فنیم مادرم رو با خبر کردم که اینجور هست و به این دختر علاقه دارم و از رفتارای دخترم معلوم بود بهم علاقه داره . مادرم رفت پیش خاله دختره گفت خالش خیلی حسود و از خود راضی هست و واقعا کمبود داره خلاصه من نمیدونستم ولی این رفته بود و دختر و مادر دختر رو بد جور پشیمون کرده بود در صورتی که خدا میدونه به نا حق بود و منم مادرم رو بعد دو سه هفته فرستادم که یه حالت قولی ازشون بگیره تا من کارم حل شه و خودم رو ثابت کنم بهشون ولی خونواده دختر خوب رفتار نکرد و مادرش بخاطر اینکه اون لحظه من باید صاحب همه چی میبودم و با تحلیل های نا بجای خواهرش رد کرد من دلم گیر بود ولی بعد هفت هشت ماه واسطه فرستادم با اونم دوبار باخود دختر صحبت کنه ولی متوجه شدم حسابی توی دل این دخترم خالی کرده و دختر گفت قصد ازدواج ندارم و میخوام درس بخونم.


الان شما خواهرانه بهم بگید آیا این حق بود انصاف بود بخدا رفتارای مادرش باعث شد که من دلم بره سمت دخترش گفتم شاید مادرش مثل خواهراش نباشه و این فرق کنه و گرنه صد سال بهش دل نمیبستم هیچ وقت حلالشون نمیکنم. الان حقیقتش دیگه هیچ وقت نمیرم دنبال عشق فکر کنید . اگه نهایت دلم بخواد و اینکه الانم کارم خیلی پیش رفته و داره حل میشه و باز خونواده این دختر کم و بیش میاد سمتمون مطمئن شه از استخدامیم یا نه . دیگه هیچ کسیو نمیخوام فک کنید منم داداش کوچیکتون نهایتا دلم احساس عاطفی بخواد میرم یه زن صیغه میکنم باهاش یه ماه زندگی میکنم ولی دیگه مثل این عزتم از بین نمیره نه تو خونواده نه تو فامیل نه توی دلم دیگه به هیچ کس دل نمیبندم

اگه داداش کوچیکم بودی هم اینو بهت میگفتم که انقد ساده دل نباش

اگثر مردم یا فرصت طلبن یا هم از انسانیت بویی نبردن

انقد زود احساساتتو و روح روانتو خرج بقیه نکن مخصوصا با این وضع

چی بگم

مطمئن باش لایق عشق واقعی هستی ، ان شالله یه فرد محترم که به صلاحته تو مسیرت قرار میگیره 

الان بهتره همه تمرکزتو بزاری روی توسعه فردیت ، کارت ورزشت سلامتیت و ...

۱.هیچکی از سیل خوشش نمیاد ؛ ولی همه از نم بارون خوششون میاد پس هیچوقت صدتو برای کسی نزار ✨️ ۲. همه کسانی که به شما نزدیک میشوند شمارا دوست ندارند، بعضی‌ها نمیتوانند از دور شلیک کنند ✨️۳. ‏زنه ارايش ميكنه ميگيد خرابه ؛ زنه ميخنده ميگيد جلفه ؛ زنه تحصيلاتشو ادامه ميده ميگيد حتما كسي نگرفتش ؛ زنه عصباني ميشه ميگيد عادتی ؟ ؛ زنه ساده و بدون ارايشه ميگين به خودش نميرسه ؛ يكي تصادف ميكنه ميگيد رانندش حتما زنه ؛ ميخواي به يه مرد فحش بدي همه فحشا برميگرده به خواهر و مادرش ؛ چتونه؟! ○ هربژی کرد ❤️‍🔥

داداش بعضیا خون گرم و اجتماعی ان دلیل نمیشه هرکی بهت سلام گرم کرد فک کنی عاشق و دلباخته اته بیشتر انگار حرف مادرای قدیمو به گوش گرفتی تا یه خانم دختر دار یا یه دختری باهاشون با احترام صحبت میکرد میگفتن عا این پسر منو میخواد به خاطر پسرم اینطوری میکنه

مادرت فهمید اگر بوسیدمت فوری بگو / در احادیث آمده همسایه را اکرام کن 😶‍🌫️

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

انشاالله خدا بهترینو براتون جور میکنه ولی بابت جواب رد شنیدن انقد خود خوری نکنین حتما حکمتی بوده ،تجربه ثابت کرده این جور مواقع باید با خود خونواده طرف صحبت کنین نه با واسطه حتی اگه نزدیکترین فرد به اون خونواده باشه

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدِِ وَ آلِ مُحَمَّد وَ عَجِّل فَرَجَهُم وَ اَهلِک عَدُوَّهُم وَ العَن اَعدائَهُم مِنَ الجِنِّ وَ الاِنسِ مِنَ الاَوَّلینَ وَ الاخِرین 

انشاالله خدا بهترینو براتون جور میکنه ولی بابت جواب رد شنیدن انقد خود خوری نکنین حتما حکمتی بوده ،تج ...

حقیقتا خواهر تا به الان نخواستم حس هام رو با هیچ کس تجربه کنم و اولین حس هام با همسرم باشه ولی دیگه برام مهم نیست خیلی اذیت شدم 

داداش بعضیا خون گرم و اجتماعی ان دلیل نمیشه هرکی بهت سلام گرم کرد فک کنی عاشق و دلباخته اته بیشتر ان ...

مادر این دختر ده بار به مامانم گفته دوست دارم بدمش به فامیل دخترمو فقط به بیکار نمیدمش هی جلوی مامان من بحث ازدواج دخترش رو می آورده وسط دخترش هر وقت منو میدید هول میشد از یه نفر شنیدم بخاطر من یه خواستگار پروپاقرص داشت و رد کرد ولی بعدش خاله های دختر چون ماهی یه تومن به مادر دختر میدن زندگیش رو تصاحب کردن و پشیمونش کردن من یه چیز برام زیاد بوده دختر ولی نرفتم تو رابطه گفتم یکی مثل خودم میاد تو زندگیم این دختر وقتی منو میدید هول میشد زول میزد بهم بیخیال 

برادر من تاپیکت رو که خوندم رفتم سال 95

برادر منم پاشو کرد توی یه کفش که زن می‌خوام منم تویه یه جمع دوستانه یه دخترو دیدم اولش با مادرش حرف زدم گفت دخترم قصد نداره و این حرفا گفتم شما برادر منو ببینید بعد نه بگید خلاصه دیدن و گفتن فعلا باهم آشنا بشن تواون مدت کلی پول خرج شد یه روز میگفتن آره یه روز میگفتن نه ماهم دیگه شده بودیم انترشون بالاخره رسوندیم به عقد یه هفته بعداز عقد بود که شروع کردن بهانه گیری برات خلاصه کنم 130گرم طلا ده میلیون لباس به یه مراسم عقد پر خرج اونم سال 95 

حق طلاق رو گرفت به بهانه ی اینکه بیاد زندگی کنه بازم فرستادیمشون مشهد اون موقع با هواپیما رفت و برگشت کلی هزینه از مشهد که برگشتن یه شب موند و فرداش از خونه فرار کرد همه چی رو برداشت برد 

الآنم برادرم زن گرفت این از اون یکی بدتر فقط دیگه نمی‌تونیم حرف بزنیم چون میگن حتما شما بد هستین که عروس نمی‌تونید نگه دارید اینا رو گفتم که بدونی ما حماقت رو تا تهش رفتیم شما نکن به کارت برس به خودت بذار خدا کسی رو که لایقته سر راهت بذاره یه کم سنت بره بالا همین دخترو دیگه اصلا قبولی نمیکنی و به احساسات الانت میخندی خواهرانه گفتم از قبول کن

زندگی شوق رسیدن به همان فردایست که نخواهد آمد تو نه در دیروزی و نه در فردایی ظرف امروز پر از بودن توست زندگی درک همین امروز است...................... من یک زنم پر از حس شیرین به دست آوردن ها و حس تلخ از دست دادن ها واما اکنون مادری هستم که دلخوش به طفلی که تمام تمام من است.

مادر این دختر ده بار به مامانم گفته دوست دارم بدمش به فامیل دخترمو فقط به بیکار نمیدمش هی جلوی مامان ...

کسی که دختر دم بهت داره ممکنه هر دیقه حرف ازدواج دخترشو بزنه دلیل نمیشه مایل به وصلت با شما باشه در ثانی تا زمانی که طرز فکرت اینه منتظر شکست های بعدیت باش 

مادرت فهمید اگر بوسیدمت فوری بگو / در احادیث آمده همسایه را اکرام کن 😶‍🌫️

کسی که دختر دم بهت داره ممکنه هر دیقه حرف ازدواج دخترشو بزنه دلیل نمیشه مایل به وصلت با شما باشه در ...

شما داری طرف هم جنس خودت رو میگیری من دختر خالم رو از شما بهتر میشناسم ایشون یه دختر بزرگتر داشتن دادنش به یه غریبه ای و اینا چون وضعشون ضعیف بود خواهرای دامادش هی به دختر طعنه میزدن که شما بدختید فقیرید و مادرش واقعا منو دوست داشت و قبول داشت حتی میدونم که دل دخترش رو هم آورده بود سمت من  دو هفته قبل اینکه مادرم رو خواستم بفرستم خواستگاری دختره مادرم به یکی از خاله هاش گفت و خاله اش رفت به اون یکی خواهرش گفت و رفتن باهاش دعوا کردن و منو قضاوت کردن درسته خاله های دختر میشن دختر خالم بجز مادر دختر که توی یه محله ایم خاله های دختر نزدیک ده سال هست منو ندیدن حتی به چهره هم نمیشناسنم ولی قضاوت کردن میدونی بخدا من آدم منطقی هستم و آدم متوهمی نیستم به ولله بوده دخترای زیبا دختری که همه جوره پدرش ساپورتش میکرده بهم پیشنهاد دادن ولی نخواستم من کمبود جنس مخالف نداشتم واقعا خونواده هامون در یه حد بودن من و دخترم همه جوره در یه حد به جون مادرم من از بچگی به اینا این حس رو داشتم که اینا مرغ همسایه رو قاز میدونن و من هر چقدم خوب باشم چون فامیلم به چشمشون نمیاد اصلا انگاری بهم وحی شده بود حالا من که بچه بودم درکی از ازدواج نداشتم یا انتخابم این دختر نبود ولی وقتی رفتار مادر این دختر و دیدم و اقواممون میگفتن که فلانی دوست داره دخترش رو بده به من و خودمم حس میکردم بخاطر این دل بستم گفتم این مثل خواهراش نیست حتما به ولله وگرنه هیچ وقت پی این قضیه نمیرفتم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز