2777
2789

بچه ها یکی از آشناهامون به خانومش خیانت کرد با دوتا بچه و رفت یه زن دیگه گرفت خانومش وقتی فهمید بازم باهاش مدارا کرد یه شب پیش خانومش بود یک شب پیش اون زنه از اون زنه هم یه بچه آورد

ازجوانی گله دارم زجهانت سیرم کوله باری زحسرت زهمه دلگیرم من سرو پای خیالم همه سال بیمارم تا سحر خواب ندارم نه کسی می‌داند نه کسی هست که چون خود به کنارم ماند من و جام و می و مطرب همه دیوانه شدیم گویی از شهر خود دور و بیگانه شدیم تو کمی حرف بزن من به غمم میبالم سربی کسی سلامت که شده احوالم تو چه دانی زجهانم که نداری طاقت تا بریزم غم اسرار نهانم بیرون من همانم که در اوج جوانی نه جوانی دیدم نه جوانی دیدم نه جوانی دیدم 

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

تا چند سالی همینجور زندگی کردند تا خانومش بنده خدا سرطان گرفت خیلی آقاهه ناراحت بود همه کار برا خانومش کرد تا خوب بشه 

ازجوانی گله دارم زجهانت سیرم کوله باری زحسرت زهمه دلگیرم من سرو پای خیالم همه سال بیمارم تا سحر خواب ندارم نه کسی می‌داند نه کسی هست که چون خود به کنارم ماند من و جام و می و مطرب همه دیوانه شدیم گویی از شهر خود دور و بیگانه شدیم تو کمی حرف بزن من به غمم میبالم سربی کسی سلامت که شده احوالم تو چه دانی زجهانم که نداری طاقت تا بریزم غم اسرار نهانم بیرون من همانم که در اوج جوانی نه جوانی دیدم نه جوانی دیدم نه جوانی دیدم 

ادامه

زندگی من، خانواده ی من 🤗🤗                                        من دوتا دختر ناز با یه گل پسر دارم ❤️.                              اول اسمامونو  کنار هم گذاشتیم شد 😍هم نفس😍خدا جونم کاری کن مردم سرزمینم همیشه خوش حال باشن و از ته دل بخندند.

اما بنده خدا خانومش فوت شد

ازجوانی گله دارم زجهانت سیرم کوله باری زحسرت زهمه دلگیرم من سرو پای خیالم همه سال بیمارم تا سحر خواب ندارم نه کسی می‌داند نه کسی هست که چون خود به کنارم ماند من و جام و می و مطرب همه دیوانه شدیم گویی از شهر خود دور و بیگانه شدیم تو کمی حرف بزن من به غمم میبالم سربی کسی سلامت که شده احوالم تو چه دانی زجهانم که نداری طاقت تا بریزم غم اسرار نهانم بیرون من همانم که در اوج جوانی نه جوانی دیدم نه جوانی دیدم نه جوانی دیدم 

الان چندباری تو یه عزاداری امام حسین آقاهه رو دیدم اینقدر خراب شده شکسته شده 

ازجوانی گله دارم زجهانت سیرم کوله باری زحسرت زهمه دلگیرم من سرو پای خیالم همه سال بیمارم تا سحر خواب ندارم نه کسی می‌داند نه کسی هست که چون خود به کنارم ماند من و جام و می و مطرب همه دیوانه شدیم گویی از شهر خود دور و بیگانه شدیم تو کمی حرف بزن من به غمم میبالم سربی کسی سلامت که شده احوالم تو چه دانی زجهانم که نداری طاقت تا بریزم غم اسرار نهانم بیرون من همانم که در اوج جوانی نه جوانی دیدم نه جوانی دیدم نه جوانی دیدم 

یه بار جلو مسجد نشسته بود گریه میکرد جلو همه دلم براش خیلی سوخت عذاب وجدان داره

ازجوانی گله دارم زجهانت سیرم کوله باری زحسرت زهمه دلگیرم من سرو پای خیالم همه سال بیمارم تا سحر خواب ندارم نه کسی می‌داند نه کسی هست که چون خود به کنارم ماند من و جام و می و مطرب همه دیوانه شدیم گویی از شهر خود دور و بیگانه شدیم تو کمی حرف بزن من به غمم میبالم سربی کسی سلامت که شده احوالم تو چه دانی زجهانم که نداری طاقت تا بریزم غم اسرار نهانم بیرون من همانم که در اوج جوانی نه جوانی دیدم نه جوانی دیدم نه جوانی دیدم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز