من فقد ازش توجه خاستم
به خودم رسیده بودم منو ببینه..
دیدم هیچ توجه ای بهم نمیکنه
فقد بهش گفتم چرا منو نمیبینی
هر چی از دهنش در اومد بهم گفت
و گفت الهی که امشب بمیری از دستت راحت بشم که انقد گیر ندی بهم
بقران خیلی وابستم
عقدم
الان ازبس گریه کردم نمیبینم دارم چی تایپ میکنم