عصر ساعت پنج اینا بود که دوستم زنگ زد میخوام برم بیرون لباس بخرم تو هم بیا باهم بریم
خلاصه ساعت پنج و نیم بود که رسید رفتم پایین گفتم پس ماشینت کو(ماشینش دویست و هفت بود) بکم جلوتر رفتیم دیدم واوووووو سوار یک ماشین خوشگل زرد رنگ به اسم جوک شد😍😍😂
انقدرررز ذوق زده شدممم یجوری سورپرایز شدم که انکار ماشین مال خودمه😂😂
خلاصه خیلییی خوشگل بود خیلیی ناناز و گوگولی بود🥹❤️
تو خیابان تنها ماشین رنگی ماشین دوستم بود😂😍
دوستم با شوهرش دعواشون شده بود یه قهر وحشتناک کرده بودن دیگه تا مرز طلاق رفته بودن سر هیچی
دیگه شوهرشم برای آشتی این ماشین رو برای دوستم گرفته بود🥹😚💋
ولی خدایی شوهر دوستم خیلی مرد خوبیه
ولی دوستم خیلیی زود رنجه دیگه جه میشه کرد😂