جدی میگی؟
بخدا من پنهانی جوری که نباشه کتاب میخونم زبان میخونم باشگاه میرم میام، بعد نیم ساعت قبل اومدنش همه چیزو جمع میکنم، نیم ساعت پیش اومده من تند تند رفتم بالشت گذاشتم رو کتابا نبینه، بعد رفتم در باز کردم، نمی دونی چه داد بیدادی میکرذ چقدر میخوابین شما تنبلین حال ندارین بیایین در باز کنین برام کلید نزارین پشت در من خودم باز میکنم دقیقا ما کلید میذاریم که خودمون با هماهنگی در باز کنیم
امروز حس کردم یکم سر شدم، قبلا با داد بیداد و دعواش بیشتر بهم میریختم، انگار برام ارزشی نداره دیگه
بخدا کاش یه جا بود شبم نمیومد