دوران عقد هستیم ولی خونه رو چیدیم
ماه دیگه مراسم عروسی بود بعد ماه صفر
بارها کتکم میزد اولش از هل دادن نیشگون
گرفتن شروع شد کم کم انقد شدت گرفت
جلو خانوادم و همسایه ها منو زد
سه تا نامه پزشکی قانونی دارم
آخرین بار در حد کشتن پیش رفت فرار کردم
خیابون همسایه ها منو گرفتن که اومد
پیش همسایه ها در حد مرگ منو زد
به زور از من جداش کردن وقتی ازش پرسیدن
چرا میزنی گفت زنانگی بلد نیست
البته شوهرم هر هفته به بهانه های مختلف منو
میزنه افسرده شدم و کار های ساده هم نمیتونم
انجام بدم ، زنگ زد پلیس و خانوادش
مادرش اومد به مادرم و من حمله کردن
شوهرم از طرف دیگه منو زدن
منم شکایت کردم این وسط مادرشوهرم از دست
شوهرمم کتک خورد مشت میخواست بزنه به من
خورده مادرشوهرم ، مثل من کبود شده
شوهرم زنگ زده میگه شکایت رو پس گرفتم
تو ام پس بگیر اومده همسایه ها رو تهدید
کرده شهادت ندین
بهم گفته شکایت رو پس بگیر و بیا زندگی کنیم
بهش گفتم بهم حق های طلاق ، خروج از کشور
و اشتغال بده وتعهد پیش قاضی میگه نمیدم
منم گفتم پس من شکایت رو پس نمیگیرم
گفت اگه شکایت رو پس نگیری واست سابقه درست میکنم دوستان من چیکار کنم