بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
منم قرار بود تو یه ساختمون باشم به لطف خدا خونمون اماده نبود و نرفتم تو این مدت فهمیدم که باید دمم بذارم روی کولم و از شهرمون هم فرار کنم چه برسه به اینکه برم توی یه ساختمون باهاشون زندگی کنم من چون برادرم تویه ساختمون با ما بودن و اینو تجربه کردم فقط بهت میدم تا جایی که راه داره یه ساختمون نرو یا کم کم جدا شو یا اگه مجبوری بودی باهاشون باشی کمتر رفت و امد کن سفره تو جدا کن برای خودت زندگی کن احترامشونو داشته باش ولی نذار بهت بی احترامی کنن نذهر ازت کار بکشن توضیح اضافه نده یه وقایی رو برای خودت داشته باش که فکر نکنن هر وقت دلشون بخواد نیتونن بیان خونت سرک بکشن نثلا برو کلاس حتی شده انلاین یا برو سر کار یا گاهی برو خونه ماورت از اولم عادتشون نده که تو رفت و امدات و پوششت و سبک زندگیت اخالت کنن و از همون اول بهشون بفهمون که تو حق داری تفریحات دو نفره با همسرت داشته باشی بدون اینکه ایل و تبارشم با خودتون ببرید کلا مرزاتو محکم نگه دار و کوتاه نیا مودب و محترم باش اما قاطع