شوهرم تو بچگی کلی از پدرش ضرر و آسیب دیده
آدم فوقالعاده بدذاتیه با عالم و آدم دعوا کرده حتی با برادر خودش همکاراش همسایههاش کل فامیلها و زن و بچهاش
دائم مادرشو کتک میزد
اصن نگم براتون که چقدر این آدم پست و عجیبه فکر کنم مادرش هر روز خودشو لعنت میکنه که اینو به دنیا آورده
یه نمونهاشو بگم ازیناست که از عمد میره ماشین قراضهاش رو میماله به ماشین مردم بیگناه که خسارت بگیره پولشو بذاره تو جیبش به عمهی اون بدبخت هم میخنده، دائم میگه پول ندارم هیچی ندارم. ولی میاد خونهی من جهازمو میبینه تند تند میره واسه خودش شبیهشو میخره، پرنسسه و قهرقهرو و کلی ناز داره مرد گنده هی گریه میکنه الکی اشک تمساح میریزه
حالا شوهرم هر چی ویژگی بد داره از باباشه، شخصیت خودش اونقدر بد نیست ولی یه جوری واسه باباش میمیره و تو ذهنش قدیسه که اصلا جرئت نداره جوری رفتار کنه که مورد تایید اون نباشه
هر چقدر بهش میگم آخه چرا انقدر طرفداریشو میکنی هیچ جوره هم حمایتت نکرده. بازم بخاطر اون منو کنار میذاره
با اینکه پدر شوهرم هر بار شوهرم بهش میگه بالا چشمش ابروئه فوراً تهدیدش میکنه میگه کاری نکن به همه بگم من پسری مثل تو ندارم:/
والا کاش بگه، همچین پدری داشتن از بیپدری بیشتر مایه آبروریزیه
حالا من دیگه طاقتم تموم شده. دیگه حسی به شوهرم ندارم وقتی میبینم مدااام منو بخاطر همچین آدم بیارزشی مدام حقیر و ناراحت میکنه و من اصلا براش تو اولویت نیستم.
قبل ازدواج هم هیچی از گندکاریای باباش نگفتن و همشو پنهون کردن فریبم دادن