دیشب خواب میدیدم میتونم ارواحو ببینم 😐 بعد یکیشون تو اشپزخونه خونم بود بعد ببین نامرئی بود کاملا ولی من اون نامرئیی بودنشو میتونستم ببینم بعد همونجا که دیدمش دستمو محکم گرفته بود میگفت تو باید با من بیای بعد پشت سرش یه در بود که میخواست بره اون تو
من میترسممممم