من با خانواده شوهرم رفت و امدی ندارم شوهرم یه ویلا داره یه باغ کوچیک که کلیدش دسته همه اعضای خانوادش هست حالا برادر همسرم عقد کرده پسرم میگفت مامان عمو و زن عمو دست در دست هم تو باغ قدم میزنن من دارم از حشادت منفجر میشم کسایی که اونقدر منو عذاب دادن حالا دارن از امکانات ما استفاده میکنن و شوهرم تازه میره واسشون کباب هم میپزه
همش زیر سر مادرشوهر هفت خطه همه این برنامه ها رو اون میچینه نمیدونم شوهرم رو چیز خور کردن یا چی هرچی میگه انجام میده چند ساعته اصلا مغزم قفله دارم حرص میخورما هرچیم میگم چرا باید کلید دست همه باشه میگه همینی که هست