لیسانسم ادبیات فارسی دانشگاه دولتی بود.
دوسش نداشتم خیلی.
برای ارشد سه بار کنکور دادم تا رولنشناسی دولتی اوردم
اواخر ترم یک ازدواج کردم اواخر ترم دو همسرم نذاشت دیگه بخونم.
هردو رشته هم جالب نبود و واقعا باهاشون کار نبود.
ازمون استخدامی هم دادم انقدر رقایت بود و پارتی اثر داشت به من نمیرسید.
ازینکه همسرم نذاشت بخونم خیلی ناراحت شدم اما خب رشته ای نبود که واقعا ادم چیزی یاد بگیره
برای یادگیری باید دوره و غیره میرفتی با هزینه های بالا.
اگر برمیگشتم قدیم و میفهمیدم قراره اینطور بشه
شوهر نمیکردم
اصلا ادبیات و ارشد نمیرفتم و میخوندم برای فرهنگیانی چیزی که مستقیم برم سرکار.