منو نامزدم بحثمون شد سر نشونم ک همیشه میکوبیدم تو سرشو میگفتم دوسش ندارم انتخاب خودم بوده ها اما چون خاهر شوهر کوچیکم یچی گفته بود ازچشمم افتاده بود بگذریم اینو من زده بودم ب داشبورد ماشبن کج شده بود پشتش گفتم درستش کن گف نمیکنم تو ک دوسش نداشتی ارزش براش قاعل نمیشدی بندازش بره از حرصش گفت حااااالا بگذریم بحثمون شد سر اینو منم هی تن تن پیام میدادم ک اره ازت متنفرم و بیا هر چی خریدی و بگیرو نمیخامت ووووو کلی چیز اونم نوشت ب مامانت میگم حرفاتو کاراتو وووو خلاصه یهو گفتم الان میام اونجا رو به اتیش میکشم منظورم محل کارش گف بیا منتظرم بچه ها منم ب بهونه باشگاه زدم بیرون اسنپ مستقیم کارگاهش شهرک صنعتی مبل 🤐🤐🤐🤐🤐 حالا کجاست ته اسلامشهر من تهرانم ببین وقتی رسیدم درو زدم شریکش درو باز کرد منم رفتم دفترش ببین وقتی خبر دادن من اومدم خون تو چشماش بود فقط دست منو گرفت سوار ماشینم کرد ب سمت خونمون گف الان تحویل بابات میدمت ببینه چ دختری داره بهش میگم سرخود پاشدی اومدی کجا تو بیابون لای افغانیا خلاصه منم گریهههههه گریههههههه تا خود خونمون چون اگ بابام میفهمید خیلی برام بد میشد بخدا ک میزد تو دهنم خلاصه گریه گریهههههههه اخرش نزدیکای خونمون نگهداشت کلیییی حرف زد باهام ک نکن محدثه همش بحث همش جنگ سر چیزای الکی ابجیمو ولکن یچی گفته من زخمت کشیدم برات خریدم هرچند وظیفم بوده من ک کم نمیزارم برات و و و چرا بچه ها چرا کنترل زبونمو ندارم بعدش مثل سگ پشیمون میشم چرااااا😞راهکار بدین عوض کنم اخلاقمو زبونم تنده اخلاقم تنده الان اشتی کردیما اما نمیخام بازم پیش بیاد دعواهامون زیاد شده با اخلاق گوه من
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
وای عزیزم.راهکارم اینه مثل یه بزرگسال فکر کنی نه یه بچه.اخه ادم که بخاطر نظر دیگران زندگی نمیکنه.خدایی کارت خیلی بد بود حالا مردای طرف ما بودن یه ایرو ریزی ای راه میفتاد که نگو.بنظرم حق شوهرت هم نبود که سر حلقه بهش بگی ازت متنفرم.مثلا میتونستی بگی من اونموقع داغ بودم مگرنه کیه که حلقه ازدواجشو دوست نداشته باشه؟مثلا من بودم خودم اصلا حلقمو عوض نمیکردم چون همون چیزی که سر سفره میندازن دستم برام با ارزش تره.حالا البته اینا به کنار به خودت بستگی داره.اما سر هر چیزی که نباید بکی ازت متنفرم.شوهر مثل پارتنر نیست هرچی بگی سر خم کنه برات
با هـوایــی ابـــری بـــه فکــر روز هـای روشــــن...♡ خدایـا! بقیـــه رو انقـدر خـوشبــــخت کـن... انقـــدر خوشبخــت کن... کــه بـه خوشبخـــتیه ما حســـــادت نکنــــن...♡آمـیـن♡