بچه ها جاریم کم و بیش خیاطی میکنه چند وقت پیش گفت چرخم جا دکمه نمیزنه منم حواسم نبود که این زیاد خیاطی میکنه گفتم چرخ من جا دکمه می زنه گفت عه از این به بعد میام از چرخت استفاده میکنم حالا از امشب اومده من میدونم هر روز میخاد بیاد خونمون بگید بهش چی بگم ناراحت نشه
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
چرختو یه مدت بذار خونه مامانت بگو خواهرم مادرم نیازش داشت فعلا دست اوناست
طولانی بگذره مجبوره خودش بره بخره
بهترین اتفاق زندگیم سال 1402 اتفاق افتاد ولی سال 1402 بدترین سال زندگیم بود ،درواقع بهترین اتفاق زندگیم در بدترین سال عمرم اتفاق افتاد و در واقع حتی بهترین اتفاق هم نتونست بدترین سال رو به بهترین سال یا حتی یه سال معمولی تبدیل کنه/ من ناراحت نیستم، نمیخوام هم برگردم به اون روزا، متنفر هم نیستم، فقط حسرت میخورم کسی هست بفهمه چی میگم؟/خاطرات عجیبند.