آرزوم بود همه اون چیزایی ک میخام بخرم لباس و ساعت کیف کفش
با کسی که دوستش دارم ازدواج کنم
ی خونه نقلی داشته باشیم با عشق ی ماشین ساده و همه چیز ساده
الان ب همه اونا رسیدم حتی بهتر و خیلی بیشتر از چیزی هست که از خدا میخاستم خونه خوب
ماشین خوب خریدای خوب گاهی اوقات برند هم میگیرم چ لباس چ لوازم آرایشی و بهداشتی
لذت میبرم اما ن انقدر که فکر میکردم
وقتی که ب همه اینا رسیدم گفتم چ حیف که درس نخوندم رفتم درس خوندن ادامه دادم
اما الان دلم نمیخاد ی آدم عادی باشم که با وسایل زندگیش لذت میبره فقط
دلم میخاد ی آدم مهم باشم نمیدونم مث ی نویسنده خوب ی معلم تاثیر گذار ی باستان شناس نمیدونم ی روان شناس حتی ی نقاش ی خیر و نیکو کار ی آدم که بعد ها اسمش بمونه بعد از مرگ
دلم میخاد شوهرم خیلی رمانتیک و عاشقانه در حد داستان ها و افسانه ها باهام رفتار کنه
مثلا دلم میخاد جای گاهی اوقات مثلا سالی دو س بار برند خریدن دائم برند بخرم
ی ماشین لاکچری و خونه لاکچری داشته باشم اصلا دیگه چیزای عادی نمیخام چیزای خاص میخام نمیدونم چرا اینجور شدم حرصی شدم یا بلد نیستم از زندگی لذت ببرم یا فکر پیشرفتم