بنظرم باید میپرسیدی با شوهرم چیکار کنم نه خواهرش!
ادمای فضول زیادن نمیشه با همشون دعوا راه بندازی دعواهم راه بندازی کسی که خراب میشه اون وسط تویی حالا هرچقدم ک حرفت حق باشه! بنظرم خیلی اروم و متین و خوش برخورد با شوهرت حرف بزن اصلا حالت تدافعی و گارد نگیر باهاش و بهش بگو این شب بهترین شب زندگی منوتوعه دلم میخاد همه چیزش به سلیقه جفتمون باشه نه با سلیقه دیگران من ازونجا حس بهتری گرفتم خیلی خوشم اومد ازش ، بهش یاد بده که برای زندگیش حد و مرز بزاره الانکه ازدواج کردین اولویتش باید نظر و همفکری کردن با تو باشه ، شب عروسی مال شما دوتاست اصلا لذتش ب همینه ک شما دوتایی باهم برا ریز ب ریز جزییاتش باهم تصمیم بگیرین و کیف کنین نه بقیه! شخصیت شوهرت هنوز انقدر مستقل نیست که بدرد زندگی بخوره ولی دیگه حالا ازدواج کردی نمیشه براحتی قید همه چیو زد اما الانکه اولاشه ، شوهرت بلد نیست حد و مرز بکشه برا زندگیش تو بهش یاد بده و اینکارو بکن ولی شرط اولش اینه ک حتما باید همسرت رو با محبت و خوش زیونی بکشونی سمت خودت و با کسی دشمنی نکنی تا اونم تو رفتارت ببینه! وقتی بیاد سمتت دیگه کل جد و ابادشم بیان ی چیز دیگ بگن اون باز طرف توعه! فقط حواست باشه با زبونت بکشونیش سمت خودت نرنجونیش . هرکس قلق خودشو داره توام قلق شوهرتو پیدا کن