2777
2789

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

یکی از رفیقام کت دامن پوشیده بود یه خواستگار داشت اومده بودن برا آشنایی بعد حرفاشون تموم شد زمین نشسته بود میخاس پاشه پاش گیر میکنه به دامن جلو پسره میخوره زمین 

هنوزم ک هنوزه سوژه س

برف شدید میومد پوتین من هم سر بود

وسطای راه دیدم هرچی میرم دارم سر میخورم با هزاران مکافات دیوار و بگیر رد شو اینور و بگیر رد شو گذروندم تا وسط چهارراه رسیدم هی با خودم میگفتم این وسط ۱۸۰ درجه بشم چ غلطی کنم به یه اقاییی گفتم کمکم کنه( سنم کمتر بود) کمکم کرد وسطای راه سر خوردن همانا گرفتن و جر دادن پیرهن یارو همانا

من بکش اون بکش 

هیچ وقت یادم نمیره😭😭😂😂

کاربر قدیمی. [ هارمونی ] دستهايم را در باغچه مي كارم سبز خواهم شد كوچه اي هست كه در آنجاپسراني كه به من عاشق بودند، هنوزبا همان موهاي درهم و گردن هاي باريك و پاهاي لاغربه تبسم هاي معصوم دختركي مي انديشند كه يك شب او راباد با خود برد   من پري كوچك غمگيني را مي شناسم كه در اعماق اقيانوسي مسكن دارد دلش را در يك ني لبك چوبين  مي نوازد، آرام، آرام.    پري كوچك غمگيني كه شب از يك بوسه میمیرد و سحرگاه از یک بوسه به دنیا خواهد آمد

زمستون بود من یه بوت خوشکل خریده بودم با مانتو بافت و شلوار کوتاه کلا تیپ خفنی بود چقدررر احساس پز داشتم حس میکردم از خوش تیپی رو ابرام،داشتم میرفتم دانشگاه ازون دور یه چند تا پسر دم در مغازشون موبایلی بود ایستاده بودن زل زده بودن به من،با ناز و خرامان داشتم بهشون نزدیک میشدم چند قدمی بیشتر فاصلمون نبود که پام گیر کرد به جوب افتادم توش،واییی کافر به جای من،نمیدونستم چجوری باید بلند بشم واییی عجب صحنه ی وحشتناکی

پارسال یا پیارسال رفته بودیم مشهد داشتیم از پله برقی بالا میرفیتم بعد پله ای نبود اینجوری صاف بود ههمون تو پله برقی تونستیم وایسیم الی مامانم بعد آقا مامانم جلوی اونهمه آدم خورد زمین من آنقدر خندیدم وقتی داشتیم می‌رسیدیم نمیتونستم از خنده پیاده شم

من بیشتر تو بچه گی هام میخوردم زمین تو بزرگی تاحالا نخوردم زمین که خاطر داشته باشم

یاد گرفتم تنها باشم خوردم زمین خودم پاشم 💪💪💪💪من به آرزوهام قول رسیدن دادم و ناامید نمیشم چون خدارو دارم🤩😍هیچ چیز رو سخت نگیر چون برات سخت میشه هیچ چیز رو بد نبین چون بد میشه همیشه خوشبین باش ولی یادت نره تو بعضی جاها خوشبین بودن زیاد کار دستت میده هاا🤣🤣🤣

یکبارم با دوستم داشتیم تو تهران راه میرفتیم دانشجو بودیم برف میومد یه ماشین خفن دو سه تا پسر دنبالمون کرده بودن پیاده شدن اومدن دنبالمون منم بوت بلند پوشیده بودم کلا همیشه تو قیافه بودم،پسرا هی پشتمون تیکه مینداختن منم اخم کرده بودم به دوستم میگفتم اه ولشون کن همین که اینو گفتم جوری کله ملق شدم جلو پسرا،دوست نامرد و بیشعورم چنان زد زیر خنده و مسخرم کرد ،پسرا رفتن اصلاا

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز