پارسال یا پیارسال رفته بودیم مشهد داشتیم از پله برقی بالا میرفیتم بعد پله ای نبود اینجوری صاف بود ههمون تو پله برقی تونستیم وایسیم الی مامانم بعد آقا مامانم جلوی اونهمه آدم خورد زمین من آنقدر خندیدم وقتی داشتیم میرسیدیم نمیتونستم از خنده پیاده شم
من بیشتر تو بچه گی هام میخوردم زمین تو بزرگی تاحالا نخوردم زمین که خاطر داشته باشم