دقیقا منم غذا درست میکردم طرف میشستم خونه تمیز میکردم دوتا خواهر خیلی کوچیکتر داشتم
خیلی شیطون بودن یعنی داشتم روانی میشدم بعضی روزا فقط یه جا دراز میکشیدم هرچی همو میزدن جداشون نمیکردم
اصلا بعضی وقتا دست دلم نمیرفت غذا درست کنم اونا هم میومدن غر میزدن دیگه نمیگفتن بچس نباید آنقدر حمالی کنه
الانم میگن به هرجا رسیده بخاطر حمایتای ما بوده
درصورتی که با گریه و زور میرفتم مدرسه میگفتن نرو 😕جلو شوهرم هیچی نمیگم ولی واقعا هنوز دلم ازشون پره خیلی بی رحمی درحقم کردن منتمم میکردن