بچه ها بم گفت برا شروع زندگی ندارم خونه جور کنم باید سختی تحمل کنی خونه بابام بمونیم ی سالی یا بیشتر
گفت که اگر مامانم مریض بشه چکار میکنی گفتم واقعا مث مامانم ازش مراقبت میکنم
گفت میترسم ولم کنی
با اینکه همیشه پشتش بودم حمایتش کردم ابراز علاقه و محبت کلامی و رفتاری داشتم میگفت میترسم ولم کنی
حالا ما قبلا دیدم آقا یهو سرد شد یهو عوض شد یهو تغییر کرد بیان کردم رفتارت اینجوریه بی توجهی میکنی درستش کن نکرد منم اذیت بودم ی کات شیش هفت ماهه داشتیم و باز برگشتیم الان یک ساله همه چیز خوبه ولی میگفت میترسم ولم کنی چکار باید کنم