بهم بگید چیکار کنم این کینه و نفرت از وجودم بره!
علتش هم بخوام کلی بگم((روز عید دعوا راه انداخت سر داییش میگفت بریم خونه اش((داییش سر به جریانی کلی حرف بارم کرده بود و بهم حتی گفت دیگه نبینم زنگ بهم بزنی)))
اونم دایی که ده سال قطه رابطه بوده با شوهرم،،
خااصه دعوامون شد فحش پدر داد،، منم فحش مادر مرده اش!!
خلاصه عید نیومد خونه برادرام،،، پدرمادرم مکه بودن نیومد تالار ((پیش اون همه ادم خجالت مردم))
از اون موقع جوری ازش نفرت دارم که حتی نمیخوام نگاهش کنم
بحداقسم اگه شرایط طلاق داشتم حتی یه ثانیه درنگ نمیکردم