2777
2789

اومدم برادرانه باهاتون صحبت کنم . من سه سال پیش به یه دختر علاقه مند شدم ولی چون تازه خدمتم تموم شد و بیکار و بی پول بودم نشد بگم و ازدواج کرد . بعدش اوضاعم بهتر شد نه اینکه به حقوق برسم یه کار فنی پر درآمد یاد گرفنم با دوسال شاگردی ولی به درآمد ترسیدم به عنوان شغل دوم یاد گرفتم .یه دختری توی اقوام بود و به اون علاقه مند شدم و شدت این بیشتر بود چون هم به خیال خودم منطقی تر بود و خونواده ها در یه حد بودیم و احساس می‌کردم دختر بهم علاقه داره و بخدا چراغ سبز های زیادی دیدم از خونوادش قبل اینکه مادرم میخواست رسمی بره خواستگاریش چند هفته قبل به خاله های دختر گفت و اونا رفتن پشیمون کردن مادرش رو که چی این پسر پدرش معتاده و برادرش بیکار و بخیال هست و فقیرن اینم حتما مثل اوناست در صورتی که فامیل درجه یک هستن و خبر دارن ازمون ولی خاله های دختر ده سال هست منو ندیدن و قضاوتم کردن یعنی حتی به چهره نمشناختنم و قضاوت کردن . من خبر نداشتم از داستان خاله هاش که خاله هاش توی دل دختر ومادر دختر رو خالی کردن و مادرم رو فرستادم خواستگاری دختر قبل خواستگاری مادر دختره منو دوست داشت عزت احترام بعد قضایای که خاله هاش پیش آوردن مادرش دیگه مثل قبل نیست باهام بخدا حاظرم قسم بخورم که هم دختر هم مادر دختر دلشون با من بود ولی توی دلشون رو خالی کردن و بعد چند ماه دوبار واسطه فرستادم و دختر گفت میخوام درس بخونم و به ازدواج فکر نمی‌کنم   استاد یه کار فنی شدم ولی فعلا به درآمد نرسیدم درآمد زیادی داره و به عنوان شغل دوم از روز اول رفتم  قراره یه بخشی استخدام شم جای مناسبی هست . من هیچ وقت نخواستم وارد رابطه ی غیر حلالی بشم نمیدونم اولین دختری که خواستم و نشد قبول کردم گفتم خدایا قسمتم نبود ولی این یکی از اقواممون هست و همش خبر میرسه ازش وقتی راجب خونوادش می‌شنوم حالم گرفته میشه بخدا در یه حدیم نه اینکه اونا بالاتر باشن این که این دختر هست و دست من بهش نمیرسه اینکه من با نیت پاک رفتم و نشد اینا عذابم میده بعضی وقتا از فشار دلتنگی بی قراری و بی اعصابی میگیرم نمیدونم خدا چی میخواد از من برم امام حسین حاجتم رو میده دلم بعضی وقتا خیلی به تنگ میاد بی قراری میکنم بخدا احساس خیلی داشتم که منو اون سرنوشتمون باهم بود ولی نزاشتن

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

سلام

شما خودتو بیشتر به پدر دختر نشون بده و ثابت کن خودتو

🍀از پاهاییکه نمی‌توانند تورا به ادای نماز ببرند انتظار نداشته باش که تورا به بهشت ببرند،،،قبرها پر است از جوانانی که می‌خواستند در پیری توبه کنند...🍀

خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

اینگونه اگر نیست به دنبال خودت باش


میدونم ناراحتی ولی واسه هیچی اصرار نکن که مث من بعد ۵ ماه عقد، ساعت شیش صبح پاشی زار بزنی

اونم کک اش نگذه بگه هیچی نیس

باید نکات مثبتی که داری بیشتر نشون بدی رفت و امد کن 

بحرف مردم هم اهمیت نده این حرفا تو ازدواج همیشه بوده 

من ازدواج کردم شب عقدم همسایمون به مادرشوهرم گفته بود چرا اینقدر عجله کردین فکر کن شب عقد

مردم حرف زیاد میزنن اینا همیشه بوده حتی اگر شمام برید دربارع دختری تحقیق کنین از دختره و خانوادس حرف درمیارن

بعضیا معیاراشون فرق میکنه اینکه برادرشما بیکاره ...حتما برای خانواده اونا مهمه اونام حق انتخاب دارن

  بِحَقِّ یس وَ الْقُرآنِ الْکَرِیمِ وَ بِحَقِّ طه وَ الْقُرآنِ الْعَظِیمِ یا مَنْ یَقْدِرُ عَلَی حَوائِجِ السّائِلِینَ یا مَنْ یَعْلَمُ ما فِی الضَّمِیرَ یا مُنَفِّسَ عَنِ الُمَکُرُوبِینَ یا مُفَرِّجَ عَنِ الْمَغْمُوْمِینَ یا راحِمَ الشَّیْخِ الْکَبیرِ یا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِیرِ، یا مَنْ لا یَحْتاجُ اِلَی التَّفْسِیرِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِی کَذا وَ کَذا به جای«و افعل بی کذا و کذا» 💟💟حاجات خود را ذکر کنی💛💛دعایی که امام حسین(ع) در روز عاشورا به فرزند خود آموخت تا در مشکلات عظیم بخواند💛💛 وقتی خوندی برای سلامتی و فرج امام زمان (عج) ی گل صلوات بفرست☺🌱🌱

خیلی خوبه که اهل رابطه حلال هستین خیییلی

آدمای خوب با آدمای خوب ازدواج میکنن

شاید قسمت شما یه آدم بهتره

فقط تلاش کنین به درآمد برسین و خونه یا ماشین بخرین

خدابزرگه

برای موفقیت هم دعا کنیم🌷✨

سلامشما خودتو بیشتر به پدر دختر نشون بده و ثابت کن خودتو

منتظرم کارم حل بشه بعد اقدام کنم و با پدرش صحبت کنم یکی دوماه زمان ببره ولی هر روز اندازه یکسال برام میگذره 

باید نکات مثبتی که داری بیشتر نشون بدی رفت و امد کن بحرف مردم هم اهمیت نده این حرفا تو ازدواج همیشه ...

ببین خواهر اینا وقتی چراغ سبز نشون میدادن هم خبر داشتن از اوضاعمون همه چیزمون رو میدونستن ولی خاله های دختر رفتن و دعوا کردن با مادرش خاله های دختر چون خونواده دختر خونواده ضعیفین و اینا معلمن چند ماهی یه بار مقدار ناچیزی کمکشون میکنن این باعث شده زندگیشون رو تصاحب کنن

خواهان کسی باش که خواهان تو باشداینگونه اگر نیست به دنبال خودت باشمیدونم ناراحتی ولی واسه هیچی اصرار ...

والا من سه ساعت دیشب خوابیدم از دست فکر وخیال الان باید برم سرکار یه ماهه خواب و خوراک ازم گرفته شده 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز